۱۱ تیر ۱۳۸۶

آینده ناپایدار

در روزهای اخير بحث سهميه بندی شدن بنزين در صحبت های مردم و محافل سياسی و رسانه ای ايران و خارج از کشور داغ است و البته هنوز مشخص نيست که سرانجام اين موضوع به کجا ختم می شود.

در کل بايد گفت که گرچه اقدام کنونی برای سهمیه بندی بنزین در ایران قابل اعتناست و افسوس خورد بر آن همه بنزين هايی که در ساليان گذشته به ثمن بخس دود شد و به هوا رفت ولی نکته در اینجاست که شرایط امروز ایران برای تعقیب چنین موضوعی بسیار متفاوت تر از سالیان گذشته است.

شايد اگر دولت های پيشين نیز چنين کاری کرده بودند فرهنگ استفاده از سرمايه های ملی تاکنون در کشور نهادينه شده بود ولی واضح بود که آن دولت ها بدلیل عواملی چند قادر به تعقیب چنین سیاستی نبودند.

نخست آنکه دولت های سابق (هاشمی و خاتمی) گرچه به بواسطه ساختار تکنوکرات خود و حضور مديران تحصيلکرده در سمت های مختلف اجرايی با معضل يارانه ها که به ميلياردها دلار بالغ می شد آشنايی کاملی داشتند، ولی از حمايت کامل رهبر جمهوری اسلامی برای حل اين مسئله برخوردار نبودند.

در واقع نگرانی از واکنش گسترده مردم و نرمش نشان دادن نيروهای انتظامی بويژه در دوران خاتمی که اوج آن در حادثه ۱۸ تيرماه رخ داد، سبب شده بود تا چشم انداز کنترل اوضاع تيره و تار شود.

از سوی ديگر، همراهی نکردن مجلس پنجم در اختيار محافظه کاران در دور اول رياست جمهوری خاتمی و فقدان اراده نزد مجلس ششم، عامل ديگری برای تحقق نيافتن حذف يارانه های سوخت از چرخه اقتصاد ايران بود.

مسئله ديگر به فضای بين المللی باز می گشت که گرچه ايران بواسطه بحث تروريسم و حقوق بشر مورد انتقاد برخی نهادهای بين المللی بود ولی چون دولت خاتمی توانسته بود وجهه ای اصلاح طلبانه از خود به نمايش بگذارد لذا نظام جمهوری اسلامی اين بخت را داشت تا فشار چندانی را بر دوش خود احساس نکند که مجبور شود سياست های سختگيرانه تری را در حوزه اقتصاد به مرحله اجرا درآورد.

اما دوره جديد تاريخ نظام جمهوری اسلامی فصل تازه ای از حيات آن محسوب می شود که نحوه حل و فصل چالش ميان آن با دنيای خارج می تواند آينده آن را مشخص کند. مهمترين عاملی که در حال حاضر بر روی اين نظام سياسی سايه افکنده است موضوع پرونده هسته ای ايران نزد قدرت های بزرگ بين المللی است.

جمهوری اسلامی سعی کرده که با طولانی کردن مسير حل و فصل پرونده عملا زمان را در اختيار گرفته و کشورهای غربی را وادار نمايد تا با پذيرش موقعيت ايران در سطح منطقه و همچنين جهان از طريق سلاح نفت، به مصالحه ای در این زمینه تن در دهد.

اما پر واضح است که هرچند جمهوری اسلامی تلاش به خرج می دهد تا با دادن کمترين امتياز به بيشترين دستاورد در اين مسير دست يابد، قدرت های بزرگ جهانی که بر شورای امنيت نيز سلطه دارند حاضر نيستند يک ايران اتمی را پذيرا باشند که در جهان سرشار از تهديد کنونی ، رفتار بين المللی آن مشخص و قابل پيش بينی نيست.

از اين روست که بحث تحريم ها همچنان موضوعی دامنه دار است و بيراه نيست که دولت محمود احمدی نژاد که به دولتی پوپوليست مشهور شده است به آرمان های عوام گرايانه خود پشت پا زده و مصالح کلان نظام جمهوری اسلامی را در نظر می گيرد.

حمايت آيت الله علی خامنه ای از طرح سهميه بندی بنزين بيانگر اين مطلب است که تصميم به اتخاذ چنين سياستی خارج از اراده آقای احمدی نژاد بوده و وی تنها مجری سياست آينده نگرانه ساختار سياسی حاکم بر ايران است.

به رغم تمام پيش بينی ها مبنی بر بروز اعتراضات گسترده در واکنش به سهميه بندی بنزين، بايد گفت که با توجه به موج سرکوب ها در ماه های گذشته در ايران چنين وضعيتی نمی توانست دامنه دار باشد و از اين رو شاهد بوديم که اعتراضات اوليه با کمترين تلفات به پايان رسيد هرچند که اين نمی توان تدوام آرامش و ثبات را برای آينده نیز پیش بینی کرد.

از سوی ديگر، رهبر جمهوری اسلامی در جمع مديران اجرايی جمهوری اسلامی از«استثنايی بودن» شرايط کنونی ايران داد سخن داده است که بيان اين نکته، بيش از آنکه نمايانگر وضعيت جامعه ايران و واقعيات موجود در آن باشد، سخنی از باب پشتگرمی دادن به دولت احمدی نژاد است تا زبان مخالفان و منتقدين آن در بيان ناکار آمدی اين دولت در دو سال گذشته قاصر شود.

به نظر می رسد که جمهوری اسلامی به روند کند تحريم های بين المللی چشم دوخته است تا پرونده آن یا مختومه شود يا به دستاوردی که در انتظار آن است دست يابد.

اما تردیدی نیست که جامعه ايران با توجه به تغيير ساختار اجتماعی و بافت فرهنگی آن تحمل تحريم های تازه را ندارد و بايد منتظر ماند و ديد که روند وقايع به کدام سو می رود. آيا ايران شاهد واکنش های غير قابل پيش بينی مردم خواهد بود يا جمهوری اسلامی در سايه ديپلماسی تهاجمی خود به خواست های خويش خواهد رسيد.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

تاخیر ناخواسته

متاسفانه به دلیل مشغله کاری زیاد به روز کردن وبلاگ بارها به تاخیر افتاده است. و این در حالی است که همیشه دوست داشتم که حتی اگر شده هر روز مطلبی کوتاه در وبلاگ بگذارم.
حالا سعی می کنم که این کار رو انجام بدم و امیدوارم که نظرات دوستان راهگشا باشد
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۵ فروردین ۱۳۸۶

محورهای اصلی قطعنامه ۱۷۴۷علیه ایران

قطعنامه ۱۷۴۷ شورای امنیت سازمان ملل که با رای موافق تمامی ۱۵ کشور عضو شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید، تکمیل کننده قطعنامه ۱۷۳۷ است که در دسامبر ۲۰۰۶ ، دوم دی ۱۳۸۵ ، به تصویب رسید و مانند همان قطعنامه، باردیگر به جمهوری اسلامی ایران ۶۰ روز فرصت داده تا فعالیت های غنی سازی اورانیوم را به حالت تعلیق درآورد.

این قطعنامه از ایران می خواهد:

- فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم و فعالیت های آب سنگین را متوقف کند و آژانس بین المللی انرژی اتمی هم تعلیق را تایید و گزارش کند. ۶۰ روز به ایران مهلت داده شده تا خواسته شورای امنیت سازمان ملل را اجابت کند.

- فهرستی از ۲۸ شخصیت حقوقی و حقیقی تهیه شده که دارایی آنها ضبط شده و تمامی ارتباطات مالی و غیرمالی آنها ممنوع اعلام می شود. سازمان ها و شرکت های ایرانی چون بانک سپه و اشخاصی چون قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس و دیگر فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست این تحریم ها آمده اند که دارایی آنها مسدود شده و ارتباط و سفر آنها هم ممنوع شده است.

- صادرات تسلیحات سبک از ایران به دیگر کشورها طبق معاهدات پروتکلی ممنوع است و صادرات تسلیحات سنگین از دیگر کشورها به ایران هم متوقف و ممنوع است.

- از تمامی موسسات مالی و اعتباری و تجاری خواسته شده در موارد مرتبط با مسایل انساندوستانه و اهداف توسعه و گسترش، تحریم ها را دخالت ندهند.

- از تمامی دولت ها می خواهد تا «هشیاری و دقت و کنترل» به خرج داده و در اجازه سفر دادن به مقامات و مسوولان و افرادی که در فهرستی جداگانه تهیه شده و در اختیار آنها قرار می گیرد، مراقب بوده و به محض این که افراد یاد شده به کشور و قلمرو آنها وارد شدند، به کمیته اجرای تحریم اطلاع دهند.

- شورای امنیت تصمیم می گیرد اگر ایران به خواسته شورای امنیت عمل کند، تمامی موارد تنبیهی را به حالت تعلیق درآورد و اگر ایران به خواسته شورای امنیت توجه نکند، تحریم ها و اقدامات تنبیهی تشدید می شود.

- زیر عنوان فصل هفتم و بند ۴۱ منشور سازمان ملل، شورای امنیت اجازه دارد به اقدامات خود ادامه دهد اما هرگونه مجازات و اقدام نظامی، خارج از دستور است و مورد لحاظ نیست.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲ فروردین ۱۳۸۶

وقتی احمدی نژاد مدعی هویت باستانی ایران می شود

گاهی اوقات آدم در ایران حرف و حدیث هایی می شنود که بسیار غریب می نماید. البته در سال های اخیر این عجیب و غریب بودن حرف ها از فرط تکرار به صورت موضوعی عادی درآمده است. از جمله این رویدادهای به غایت طنز آمیز، ورود دولت احمدی نژاد و خود وی به دفاع از هویت باستانی ایرانی در مواجهه با فیلم کودکانه 300 است
آقای احمدی نژاد حتی فرصت پیام نوروزی را از دست نداده و بدون اینکه به نام این فیلم اشاره کند آن را جنگ روانی غرب علیه ایران به منظور تحریف تاریخ و به تصویر کشیدن ایرانی ها به صورت قومی «وحشی» توصیف کرده است. صرفنظر از اینکه بسیاری از ایرانیان بواسطه عرق ملی خود به این فیلم اعتراض کرده اند و آن را توهینی به ملت ایران دانسته اند مدعی شدن حکومتی که خود در سال های گذشته هویت باستانی ایران را فدای هویت اسلامی کرده است امری غیر قابل باور می آید
آقای احمدی نژاد احتمالا در جریان هستند که پرونده سد سیوند و آبگیری آن که اتفاقا آثار باستانی ایران زمان هخامنشی را زیر آب خواهد برد همچنان در جریان است و به رغم اعتراضات گسترده ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج از کشور، وزارتخانه تحت مدیریت وی کمترین وقعی به نگرانی های تاریخی دوستداران واقعی فرهنگ ایران زمین ننهاده است. حال چگونه است که اگر سازندگان فیلم 300 تاریخ ایران را زیر سوال ببرند ایراد دارد ولی از اینکه دولت او هویت باستانی ملتی را به زیر آب ببرد نباید نگرانی به دل راه داد.
از سوی دیگر اگر نگران تصویری «وحشی گونه» از ایرانیان در غرب هستیم باید گفت که این نگرانی محلی از اعراب ندارد چرا که عملا این تصویر در سال های گذشته به نحو بارزی در رسانه های غربی شکل گرفته و با رویکرد تند و تیز وی در صحنه سیاست خارجی و رفتارهای عجیب او در حوزه مذهبی ، اکنون این تصویر به صورت کاملی درآمده است.
از این رو این سوال به صورت جدی مطرح است که به راستی تبلیغات رسانه های غربی و فیلم هایی چون 300 به وجهه ایران لطمه وارد ساخته است یا رفتار و عملکرد دولتمردان جمهوری اسلامی که با گفتارهای آتشین و بعضا بدون منطق خود، منافع و هویت ملی را زیر سوال برده اند؟
تاریخ خود در این باره بسیار گویاست
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۱ فروردین ۱۳۸۶

سال نو مبارک

سال نو بر همه ایرانیان در هر گوشه ای از جهان مبارک باد. به امید سالی پر از موفقیت و سرشار از بهروزی برای مردم و ایران عزیز
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۹ اسفند ۱۳۸۵

سالی که نکوست از بهارش پیداست

سال 1386 هم از راه رسید و سال کهنه با رویدادهای خبر ساز خود به پایان رسید. خبر ساز از آن رو که کشورمان، ایران کمتر روزی بود که در تیترهای اصلی رسانه های خبری جهان نباشد و این نیز میسر نشد مگر به یمن بی تدبیری های یک رییس جمهور جنجالی که خوشتر د اشت خود در سیبل خبری باشد تا منافع ملی در دستور کار جمهوری اسلامی
الان هم که قطعنامه دوم شورای امنیت در دستور کار سازمان ملل قرار گرفته است به نظر می رسد سالی که نکوست از بهارش پیداست. تعطیلات فرا می رسد و فتیله اخبار روزنامه ها و خبرگزاری های ایرانی پایین کشیده می شود ولی زمانی که مردم از مسافرت بازگردند تازه متوجه می شوند که شادی ها را باید به کناری نهاده و فکری برای آینده خود نمایند. البته اگر راه چاره ای برای آنها مانده باشد
تمام زمینه ها مهیا شده تا تحریم ها علیه ایران تشدید شود و سفر محمود احمدی نژاد تنها یک مسافرت تفریحی در تعطیلات عید برای یک دولتمرد است، چرا که اعضای حاضر در شورای امنیت تنها نماینده پایتخت های خود هستند و پیشتر موافقت مقامات عالیه خود را برای تصویب قطعنامه جدید علیه ایران کسب کرده اند. از این رو سخنرانی رییس جمهوری ایران چه محلی از اعراب خواهد داشت؟
شاید آقای احمدی نژاد قصد دارد حال، خوب یا بد، وارد تاریخ ایران شده است با ساختار شکنی های خود جایی نیز در گوشه ای از صفحات تاریخ معاصر جهان برای خود دست و پا کند. اما آنچه که اکنون بیشترین آسیب را به خود دیده است منافع ملی و آینده ایران زمین است که به هیچ انگاشته می شود و سایه جنگ روز به روز بیشتر بر سر آن گسترده می شود. اگر جنگی شود و زیر ساخت های کشورنابود شود چند سال دیگر باید عقبگرد کرد تا به جایی که امروز هستیم برسیم. مسئول کیست؟ احمدی نژاد یا رهبر جمهوری اسلامی؟
قضاوت در این زمینه به عهده خوانندگان است
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۳ بهمن ۱۳۸۵

اخبار داغ در زمستان سرد ایران

اوضاع ایران در مرحله حساسی قرار دارد و به رغم زمستان سرد بازار اخبار کشور در رسانه های خارجی بسیار داغ است. به جرات کمتر رسانه ای را می توان یافت که در طول شبانه روز خبری از ایران را در سر خط اخبار خود نداشته باشد. تمام این تحولات نیز به یمن ظهور فردی آتشین مزاج و پرحرف به نام محمود احمدی نژاد است که امروز نام ایران را به بازی های خود پیوند داده است

از سوی دیگر پرونده هسته ای به زمین بازی پاره ای از دولتمردان جمهوری اسلامی تبدیل شده که در آن توپ منافع ملی هر از چند گاهی به اوت پرتاب شده و مردم تنها تماشاچی یا حداکثر توپ جمع کننده آن هستند که فقط باید فریاد بزنند که انرژی هسته ای حق مسلم ماست

فضای سیاسی و رسانه ای کشور با محدودیت ها، فیلتر کردن سایت های اینترنتی و بگیر و ببند های مطبوعاتی و روزنامه نگاران چنان تنگ شده است که نه تنها دود آن به چشم مردم و شهروندانی که براساس قانون اساسی جمهوری اسلامی حقوق بسیاری دارند می رود بلکه این باور نیز برای حاکمان ایجاد شده است که اخبار فیلتر شده برای جامعه، حقایق مسلم هستند و دنیا نمی تواند هیچ اقدامی علیه ایران انجام دهد

از این روست که پیش از تصویب قطعنامه 1737 مدام در بوق و کرنا می شد و به مردم اطمینان قلبی داده می شد که پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت نخواهد رفت و اجماع جهانی حاصل نمی شود اما زمانی که قطعنامه تصویب شد اعلام گردید که قطعنامه مبنای حقوقی ندارد و « کاغذ پاره ای » بیش نیست

اکنون که تمام اخبار و جهت گیری جهانی به سمت تحریم و حملات نظامی پیش می رود سخن از آن است که اینها جنگ روانی بیش نیست و اعتباری ندارد. به نظر می رسد که در هر دو طرف ایران و آمریکا تندروهایی وجود دارند که بنا دارند ضعف های خود در عرصه داخلی را با درگیری در سطح جهانی لاپوشانی کرده و تهدید های فرضی را واقعی جلوه دهند

محمود احمدی نژاد که با شعار آوردن نفت بر سر سفره مردم و شعار های پوپولیستی روی کار آمد در یکسال و نیم گذشته نه تنها کمترین موفقیت اقتصادی داشته است بلکه سبب فرار گسترده سرمایه های داخلی و خارجی، بیکاری اقشار تحصیلکرده و اخیرا موج گرانی ها شده است که حرف و حدیث های پیرامون آن سبب استهزای مردم و سیاسیون شده است
از این روست که وی و تیم هسته ای جمهوری اسلامی با فرافکنی مشکلات و درست کردن لولوی هسته ای در پی پوشاندن ضعف های مدیریتی و ناکامی های جمهوری اسلامی هستند. این نظام که در دهه 1360 و به یمن جنگ با عراق و سرکوب و کشتار مخالفان خود پایه های خود را تحکیم بخشید همواره یا در بحران به سر برده است و یا خود در عرصه منطقه ای و جهانی بحران ساز بوده است

اما همواره بحران با بحرانی تازه تر فرونشانده شده است. به نظر می رسد که جمهوری اسلامی به نهایت ظرفیت خود رسیده است و همچنان که رژیم شاه در سال های 1355 تا 1357 به رغم قدرت برتر نظامی و پول بادآورده نفت به سرعت رو به زوال رفت زمان برای این نظام تئوکراسی به ساعت صفر نزدیک می شود و با حمله نظامی خارجی یا تنش های داخلی دچار فروپاشی شود. ولی کاش ایران عزیز در این میانه آسیب نبیند
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis