۵ اسفند ۱۳۸۷

کروبی، روزنامه اعتماد ملی و تبلیغات علیه محمد خاتمی

روزنامه اعتماد ملی که به صاحب امتیازی مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی، منتشر می شود در روزهای اخیر در مدیریت خود تغییراتی داده است، به گونه ای که محمد قوچانی، سردبیری آن را برعهده گرفته است.


آقای قوچانی که در سال های اخیر بیشتر در رسانه های وابسته به حزب کارگزاران سازندگی فعالیت می کرد تیم رسانه ای همکار خود در روزنامه شرق و هفته نامه شهروند امروز را به روزنامه اعتماد ملی آورده است.


برخی گزارش ها حاکی است که این تغییرات و خط مشی تخریبی این روزنامه علیه محمد خاتمی باعث تنش در روزنامه شده است. اینجا


روند تخریب رییس جمهوری سابق ایران در اعتماد ملی یا توسط اعضای وابسته به آن در رسانه های محافظه کار به روزهای اخیر ختم نمی شود. در واقع از زمانی که بحث نامزدی خاتمی برای انتخابات مطرح شد روزنامه اعتماد ملی بر تعداد اخبار و موضعگیری های منفی خود علیه وی افزوده است.


این روزنامه در زمانی که خاتمی هنوز نامزدی خود را اعلام نکرده بود از متن اظهارات او جملات منفی را تیتر می کرد و حتی حاضر نشد تا خبر نامزدی وی را در صفحه اول خود به صورت مناسب بازتاب دهد و تنها به تیتر کوتاهی در این زمینه بسنده کرد. اینجا


اکنون که خاتمی پای به صحنه رقابت ها گذاشته است این روزنامه روند تخریبی را شدت بخشیده است. مثلا رسانه های محافظه کاران اخباری منتشر کردند مبنی بر نامه گلایه موسوی به خاتمی. چند روز پس از انتشار این خبر و تکذیب آن، روزنامه اعتماد ملی این خبر را به طور کامل منتشر می کند و در پایان آن تکذیب خاتمی را می آورد. اینجا


یا به نقل از بی بی سی می نویسد که خاتمی در دوران هشت ساله ریاست جمهوری خود موفق نبود.


همچنین در صفحه احزاب خود یادداشتی از یک تندرو به نام ناصر ایمانی به چاپ می رساند که در آن به اصولگرایان خط می دهد چگونه باید با خاتمی در انتخابات برخورد کرد تا پیروز نشود. اینجا


به نظر می رسد خاتمی نه تنها از سوی اصولگرایان محاصره شده است و قصد دارند تا وی را از صحنه خارج کنند بلکه جناح سنتی اردوگاه اصلاح طلبان بویژه نزدیک به مهدی کروبی از حضور وی نگرانی عمده ای پیدا کرده است.


اکنون اصلاح طلبان که خود از تخریب جناح مقابل می نالند از این حربه به صورت گسترده استفاده می کنند تا رقبای داخلی را از به میدان به در کنند.


یک روز میر حسین موسوی را علم می کنند و روز دیگر غلامحسین کرباسچی را و روز دیگر از انصراف خاتمی از نامزدی خبر می دهند. بعید نیست در هفته های آینده ویدئو کلیپ هایی نیز به سبک نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری انتخابات آمریکا بسازند که در آن نکات منفی نامزدهای رقیب را آگراندیسمان کنند.


کارگزاران که روزگاری از تخریب هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم شکایت داشت و آن را به تندروهای جبهه دوم خرداد از جمله همین آقای قوچانی نسبت می داد اکنون عوامل آن از این حربه علیه خاتمی استفاده می کنند. در این میان نیز کروبی و اعتماد ملی مصادره شده است.


صحنه نهایی این پرده این است که رقیب اصولگرای آنها با بسیج نیروهای نظامی و بهره گیری از اختلافات داخلی اصلاح طلبان برای چهار سال دیگر سکان قدرت را در دست گرفته و تنها حسرت و آه را برای تئوریسین ها و روزنامه نگاران وابسته به این جریان سیاسی بر جای خواهد گذاشت تا صفحات نشریات و روزنامه ها را سیاه کنند که چرا چنین شد...

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۱ بهمن ۱۳۸۷

اطلاعات کليدی در باره محمد خاتمی و وضعيت اقتصادی ايران

محمد خاتمی، رييس جمهور سابق ايران، سرانجام پس از ماه ها حرف و حديث در باره شرکت در انتخابات رياست جمهوری روز يکشنبه، ۲۰ بهمن ماه، نامزدی خود را برای رقابت های ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ اعلام کرد.


وی پس از مهدی کروبی، دبير کل حزب اعتماد ملی، دومين نامزد اصلاح طلبان است که وارد صحنه انتخابات می شود و احتمال می رود که مير حسين موسوی، نخست وزير سابق ايران، نيز ديگر نامزد اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوری باشد.


در اين جا برخی از اطلاعات کليدی در باره زندگينامه محمد خاتمی و وضعیت کنونی اقتصاد ايران که چالش اصلی در انتخابات آینده ریاست جمهوری است مورد اشاره قرار می گيرد.


محمد خاتمی: وی در سال ۱۳۲۲ و در خانواده ای مذهبی به دنيا آمد و ارشد ترين فرزند آيت الله روح الله خاتمی، روحانی بلندپايه در شهر اردکان يزد است. هفت فرزند اين روحانی علاوه بر يادگيری ارزش های اسلامی و مذهبی، با مسائل جديد دنيای معاصر از جمله فلسفه و فرهنگ غرب و شرق نيز آشنايی پيدا می کردند.


محمد خاتمی در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ از مخالفان شاه به شمار می رفت و در سال ۱۳۵۶ به عنوان مسئول مرکز اسلامی هامبورگ تعيين شد. با پيروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ وی به ايران بازگشت و به عنوان نماينده اردکان و ميبد به مجلس شورای ملی (بعد اسلامی) راه يافت.


آقای خاتمی در سال ۱۳۶۰ از سوی آيت الله خمينی، رهبر جمهوری اسلامی، به عنوان نماينده خود در موسسه مطبوعاتی کيهان معرفی شد و در سال ۱۳۶۱ در دولت مير حسين موسوی، نخست وزير سابق ايران، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. وی تا سال ۱۳۷۲ اين سمت را برعهده داشت ولی به دليل فشارهای وارده از سوی مجلس تحت سلطه محافظه کاران از مقام خود استعفاء داد.


محمد خاتمی سپس به عنوان رييس کتابخانه ملی ايران تعيين شد و در سال ۱۳۷۵ به عنوان عضو شورای انقلاب فرهنگی معرفی شد. خاتمی در انتخاباتی که بی سابقه توصيف شد در دوم خرداد ۱۳۷۶ با ۲۰ ميليون رای و جذب آراء ۷۰ درصد شرکت کنندگان در انتخابات به عنوان رييس جمهوری ايران انتخاب شد.


وی در زمان رياست جمهوری خود سختگيری های اجتماعی و فرهنگی را کاهش داد و از تنش در روابط تهران با کشورهای اروپايی و عربی کاست


محمد خاتمی در انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۰ نيز شرکت کرد و ۲۲ ميليون رای به دست آورد ولی دوران وی به جدال شديد ميان محافظه کاران و اصلاح طلبان بر سر تغيير وضعيت داخلی و روابط خارجی ايران تبديل شد.


نا اميدی از کند بودن اصلاحات در دوران خاتمی سبب سرخوردگی شديد در ايران شد و به دليل شکاف گسترده در ميان اصلاح طلبان سرانجام با بسيج نيروهای نظامی و اقشار پايين جامعه از سوی محافظه کاران، محمود احمدی نژاد به رياست جمهوری ايران برگزيده شد.


وضعيت اقتصادی ايران :ايران به عنوان کشوری که دارای يکی از بزرگترين ذخاير نفت و گاز جهان است چهارمين صادر کننده بزرگ دنيا در زمينه طلای سياه است.


در حال حاضر تورم در ايران در مرز ۲۶ درصد است و بسياری از تحليلگران می گويد که گرانی و نرخ بالای بيکاری از مسائل عمده در رقابت های انتخاباتی سال ۱۳۸۸ هستند.


صادرات نفت ايران در سال ۲۰۰۸ به رقمی بالغ بر ۸۸ ميليارد دلار رسيد ولی ادامه کاهش قيمت اين محصول در سال آينده شرايط مشابه ای را برای محمد خاتمی چون سال ۱۳۷۶ به دنبال خواهد آورد. زمانی که خاتمی در دوم خرداد روی کار آمد قيمت نفت در ايران زير ۲۰ دلار بود و اکنون نيز قيمت نفت از رقم ۱۴۷ دلار در مردادماه سال جاری به ۳۵ دلار برای نفت ايران رسيده است.


صندوق ذخيره ارزی ايران که دستاورد دولت خاتمی بود و به گفته منتقدان دولت محمود احمدی نژاد، بايد دهها ميليارد دلار در آن وجود داشته باشد اکنون تقريبا خالی شده و بر اساس گزارش بانک مرکزی تنها ۱۵ ميليارد دلار ذخيره دارد که با احتساب بدهی های دولت عملا موجودی آن منفی است.


توليد ناخالص داخلی ايران در سال گذشته ۲۷۱ ميليارد دلار تخمين زده می شود و نرخ رشد اقتصادی نيز ۷.۱ درصد پيش بينی شده است ولی کمی بيش از پنج درصد نرخ رشد تحقق پيدا کرده است.


(در مقاله بعدی به وضعیت رسانه ای نامزدهای اصلاح طلب و سیاست های احتمالی آنها پرداخته می شود.)

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۱۵ بهمن ۱۳۸۷

سه سناریو برای نامزدهای اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری

در حالی که کمتر از پنج ماه به برگزاری انتخابات ایران باقی مانده است ولی اصلاح طلبان در شرایط بغرنجی قرار گرفته اند و زمزمه های ضد و نقیضی در باره حضور محمد خاتمی و میر حسین موسوی به گوش می رسد.


محمد خاتمی، رییس جمهور سابق ایران، که در ماه های گذشته اخبار فراوانی در باره حضور او در انتخابات دهم ریاست جمهوری منتشر شده است همواره از تمایل خود برای حضور نیافتن در صحنه رقابت های انتخاباتی سخن گفته است. وی در مقابل اظهار امیدواری کرده که میر حسین موسوی نامزد انتخابات شود.


میر حسین موسوی نیز در حد کلی گویی این دعوت را مورد توجه قرار داده است.


اما روز دوازدهم بهمن ماه ناگهان خاتمی اعلام کرد که موسوی تردید داشته و به زمان بیشتری برای فکر کردن نیاز دارد. وی گفت که خود احتمالا وارد عرصه انتخابات خواهد شد. مواضع متفاوت خاتمی اینجا


این در حالی است که سایت نزدیک به میر حسین موسوی یعنی کلمه به صراحت اعلام کرده است که نخست وزیر سابق ایران تردید ندارد و به زودی در باره حضور در انتخابات اعلام نظر می کند. اینجا و اینجا. حتی برخی سایت از معرفی مسئولان ستاد انتخابات آقای موسوی خبر داده اند. اینجا


این وضعیت پیچیده می تواند سناریوهای مختلفی را رقم بزند.


نخست: میر حسین موسوی واقعا تردید دارد و در انتخابات شرکت نخواهد کرد و نامزدهای اصلاح طلب، محمد خاتمی و مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی و رییس سابق مجلس، خواهند بود. در این وضعیت، احتمال می رود که یکی از دو نامزد برای جلوگیری از ریزش آراء خود را از رقابت ها کنار بکشد.


دوم: میر حسین موسوی در صورتی که زودتر اعلام نظر کند احتمالا محمد خاتمی وارد عرصه انتخابات نمی شود. در این صورت اصلاح طلبان با مهدی کروبی و آخرین نخست وزیر ایران در عرصه رقابت ها حضور خواهند داشت.


سوم: هر سه نامزد اصلاح طلبان اصرار داشته باشند که در رقابت ها حضور یافته و عملا حضور قدرتمندی در انتخابات حیاتی ریاست جمهوری آینده داشته باشند.


تبلیغات این سه نفر گرچه آراء را به سبد اصلاح طلبان خواهد ریخت ولی در مقابل واجد دو ویژگی منفی برای این اردوگاه خواهد بود. اول اینکه به شدت به اختلافات درون گروهی و تخریب هر یک از نامزدها توسط هواداران دو کاندیدای دیگر لطمه خواهد زد. دوم اینکه اصولگرایان از این وضع سوء استفاده کرده و احتمالا با یک نامزد وارد انتخابات می شوند. و سوم اینکه، آراء نامزدهای اصلاح طلب پحش شده و همان وضعیتی پیش خواهد آمد که در انتخابات سال 1384 رخ داد و حضور چند نامزد اصلاح طلب به نفع محمود احمدی نژاد و از دور خارج شدن مهدی کروبی و مصطفی معین منجر شد.


اما در اینجا یک نکته بسیار بدیهی است و آن موقعیت قدرتمند محمد خاتمی در صحنه انتخابات ریاست جمهوری است که در انتخابات گذشته هر بار بیشتر از گذشته رای آورده است.


در شرایط کنونی عملکرد فاجعه بار محمود احمدی نژاد در تنها چهار سال ریاست جمهوری خود، سید بودن آقای خاتمی که عامل موثری در جذب روستانشینان و احتمالا مردم شهرهای کوچک است، شناخته شدن وی در عرصه خارجی به عنوان فردی که کمتر دچار تنش با جهان خارج می شود و بیان بهتر نسبت به سایر نامزدها، او را در مقابل کروبی و موسوی در موقعیت بالاتری قرار می دهد.


با این حال نباید از حامیان قدرتمند محمود احمدی نژاد در ساختار قدرت ایران غافل بود که از رهبر جمهوری اسلامی گرفته تا نیروهای نظامی، بسیج و روحانیون محافظه کار از او پشتیبانی می کنند ولی تمام این حمایت ها در انتخابات 22 خرداد 1388 منوط به آن است که آیا آیت الله خامنه ای در ماه های آینده و به دنبال تغییر در کادر رهبری آمریکا همچنان ترجیح می دهد که آقای احمدی نژاد در راس نهاد ریاست جمهوری باشد یا در شرایط جدید باید طرحی نو در انداخت و لازم است که چهره معتدل تری به ریاست جمهوری انتخاب شود.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۳ بهمن ۱۳۸۷

بیماری احمدی نژاد و انتخابات آینده ریاست جمهوری

گزارش روزهای اخیر روزنامه های ایران مبنی بر بیماری محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر به بحث ها در باره وضعیت جسمانی او و احتمال شرکت نکردن این اصولگرای تندرو در انتخابات ریاست جمهوری دامن زده است.


روزنامه اعتماد در شماره روز چهارشنبه، دوم بهمن، خود نوشت که تمام برنامه های آقای احمدی نژاد برای آخر هفته لغو شده است و از جمله وی نه در همایش حمایت از مردم غزه در دانشگاه تهران حضور یافت و نه اینکه به استان کرمانشاه سفر کرد.


بیماری رییس جمهوری ایران در سال 1387 پس از آن به محل بحث در محافل سیاسی و رسانه ای ایران و حتی خبرگزاری های خارجی تبدیل شد که وی در اردیبهشت ماه به مدت سه هفته تمام فعالیت های خود را به حال نیمه تعطیل در آورد.


در هفته اول اردیبهشت اعلام شد که وی در خراسان رضوی بیمار شده است. سپس یک هفته بعد سفر به استان گلستان را به صورت ناقص انجام داد و در نهایت برنامه های دیگر خود را لغو کرد. علت بیماری وی نیز کسالت و فشار ناشی از خستگی و کار زیاد اعلام شد. گزارش کامل اینجا.


در مورد اخیر نیز «سرماخوردگی» به عنوان دلیل بیماری محمود احمدی نژاد عنوان شد. به نظر می رسد که دولت نهم به این نتیجه رسیده است تا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری واکنش ها نسبت به وضعیت آقای احمدی نژاد را ارزیابی کند.


برخی از تحلیل ها بیانگر آن است که رییس جمهوری ایران در صدد جلب همدلی و ترحم نسبت به عملکرد خود است و اینکه با تحریک افکار عمومی، خود را فردی کوشا و پر کار معرفی کند که به دلیل فشار بیش از حد بر خود مرتب در بستر بیماری می افتد.


تحلیل دوم این است که آقای احمدی نژاد واقعا بیمار است ولی بیماری او نه از کسالت و فشار کار که می تواند دلیل حادتری داشته باشد و احتمالا به همین دلیل شاید نتواند در انتخابات شرکت کند.


فراتر از اینکه کدامیک از این تحلیل ها می تواند درست باشد و سرانجام آقای احمدی نژاد در انتخابات شرکت خواهد کرد یا نه، مسئله این است که وی در طول سه سال و نیم گذشته برای ایران و مردم آن به جز بی اعتباری در سطح جهان، نابسامانی اقتصادی و مالی، تشدید فضای دیکتاتوری و سرکوب، نقض فزاینده حقوق بشر و یاس و نا امیدی در کشور عملا دستاورد دیگری نداشته است.


موقعیت ایران در جهان در حال حاضر به شدت تنزل کرده است و جامعه ایران به نسبت حتی سه سال و نیم گذشته بسیار پسرفت داشته است. به همین دلیل، صحنه انتخابات آینده می تواند محل جدال نامزدهایی باشد که چون محمود احمدی نژاد می خواهند به این روند ادامه دهند یا کسانی که حداقل سد راه این تخریب های گسترده در عرصه اقتصاد و جامعه ایران شوند.


در هر صورت نتیجه انتخابات هر چه باشد بعید است که بتواند تغییر خاصی در سیاست های کلی جمهوری اسلامی نسبت به دنیای خارج ایجاد کند و یا تحولات اساسی را در اقتصاد و اوضاع سیاسی داخلی بوجود آورد. چرا که روند سی سال گذشته و بویژه دو دهه اخیر نشان داده است که این روسای جمهور ایران نیستند که در این زمینه تاثیر گذار هستند بلکه رهبر جمهوری اسلامی است که بر اساس اصل 110 قانون اساسی دارای اختیارات فزاینده ای است و عملکرد وی بیانگر نوعی شبه دیکتاتوری سنتی است که در زر ورق قوانین مدرن پیچیده شده است.


تا زمانی که رهبر ایران به این نتیجه نرسد که روند کنونی باید تغییر یابد و یا فشار بدنه اجتماعی ایران وی را وادار به این کار نسازد بدون تردید سال های آینده را نیز باید چونان امروز سپری کرد با این تفاوت که این زمان است که برای ایران و مردم آن در حال از دست رفتن است.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۵ دی ۱۳۸۷

تلویزیون فارسی بی بی سی و دلیل نگرانی ایران


تلويزيون فارسی بی بی سی از روز چهارشنبه، ۱۵ دی ماه، پخش برنامه های خود را برای ايران، افغانستان و تاجيکستان آغاز کرد.

انتظار می رود که اين تلويزيون به اعتبار سابقه راديو و وب سايت خود بتواند جايگاهی مناسب در ميان مخاطبان اين کشورها و سایر پارسی زبانی که در خارج از اين کشورها زندگی می کنند پيدا کند.

اينکه چنين تلويزيونی چقدر موفق خواهد بود و آيا خواهد توانست به منبع معتبر خبری برای مخاطبان فارسی زبان تبديل شود مجالی ديگر می طلبد و نياز به مشاهده عملکرد آن است؛ ولی در اينجا بايد به واکنش هايی اشاره کرد که در باره راه اندازی اين تلويزيون بروز کرده است.

تمرکز ما در اين نوشته بر واکنش هايی است که در ميان رسانه ها و مقام های جمهوری اسلامی ايران نسبت به راه اندازی چنين تلويزيونی بروز کرده است.

در ابتدا بايد اشاره کرد که کارکنان بی بی سی چه در زمان قدرتمند بودن راديو آن و چه پس از راه اندازی وب سايت اين رسانه، مشکلی برای رفتن به ايران نداشتند و تنها ممکن بود که از آنها در برخی هتل های تهران و نه در اتاق بازجويی، در باره کار آنها و ديگر کارکنان مورد پرسش واقع شوند.

حتی پس از فيلتر شدن وب سايت بی بی سی، مقام های جمهوری اسلامی کمترين مشکلی با اين رسانه نداشتند چرا که بی بی سی سعی می کرد حريم های جمهوری اسلامی را حفظ کند و در اين ميان بحث «بی طرفی» ابزاری برای اتخاذ چنين سياستی بود.

با اوج گرفتن بحث راه اندازی تلويزيون فارسی نيز واکنش چندانی در اين زمينه بروز نکرد ولی در تابستان سال جاری ناگهان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران رويکردی خصمانه نسبت به اين شبکه در پيش گرفت و اعلام کرد که اجازه تاسيس دفتر به آن داده نخواهد شد.

به دنبال اين واکنش رسمی، رسانه های نزديک به دولت نهم موجی از تبليغات عليه بی بی سی به راه انداختند و نمايندگان مجلس نيز برای عقب نماندن از اين قافله به آتش تبليغات ضد انگليس دامن زدند.

شدت تبليغات به گونه ای افزايش يافت که يکی از صاحبنظران جناح راست، تلويزيون بی بی سی را به ابزار سازمان جاسوسی بريتانيا متهم کرد و هدف آن را ایجاد اختلافات قومی در ایران دانست. وی در اين زمينه به نقش راديو فارسی بی بی سی در زمان جنگ جهانی دوم و شرکت آن در طرح کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اشاره کرد و آن را مصداق سياست امپرياليستی بريتانيا در قبال ايران دانست.

نکته مهم در اين اظهار نظر اين بود که اين صاحبنظر به نقش بی بی سی در پوشش اخبار انقلاب بهمن ۱۳۵۷ و پخش بيانيه های آيت الله خمينی خطاب به مردم ايران هيچ اشاره ای نکرد؛ نقشی که حتی صدای شاه را در آورد و شرح آن را می توان در کتاب انقلاب ايران به روايت بی بی سی به قلم عبدالرضا هوشنگ مهدوی مطالعه کرد.

به نظر می رسد که اين بخش از تاريخ بی بی سی فارسی به مهمترين دليل نگرانی مسئولان جمهوری اسلامی تبديل شده و آنها را به اتخاذ موضع خصمانه عليه اين رسانه وا داشته است.

جمهوری اسلامی نگران است که در غياب رسانه های معتبر چه در داخل و چه در خارج از ايران که صدای وی را به نحو مناسبی منعکس کند، تلويزيون بی بی سی فارسی در مواقع بحران های سياسی يا اجتماعی به منبع خبری ايرانيان تبديل شود که در اين صورت هيچ کنترلی بر روی آن نمی توان داشت.

سرکوب گسترده مطبوعات در ايران از سال ۱۳۷۹ که به «خزان مطبوعات» شهره شد، گرچه در کوتاه مدت توانست منافع جناح های تندرو جمهوری اسلامی ايران را تامين کند ولی در کل بی اعتمادی جامعه ايران نسبت به رسانه ها را تشديد کرد و مخاطبان را از رسانه ای مورد اعتماد محروم کرد.

الان وضعيت به گونه ای است که نه صدا و سيمای ايران اعتبار لازم را برای اطلاع رسانی دارد و نه رسانه های مکتوب دولتی نظير کيهان، جمهوری اسلامی، رسالت و يا خبرگزاری های ايرنا، فارس، مهر و ايسنا می توانند بی طرفانه به مخاطبان خود خبر دهند.

به همين دليل بی بی سی در غياب بی اعتباری رسانه ای چون صدای آمريکا که به دليل مواضع يکسويه مجريان آن عملا کارويژه چندانی ندارد و يا سايت هايی که مخاطبان چندانی نسبت به قاب تلويزيون ندارند، می تواند با تلويزيون خود طيف گسترده ای از مخاطبان را جذب کند.

ولی اين امر منوط به کيفيت، تنوع، بی طرفی و پايداری روش و رويکرد اين رسانه نسبت به مسائل ايران و پرداختن واقعی به تحولاتی است که در بطن جامعه ايران رخ می دهد.

بحث حقوق بشر يکی از اين مسائلی است که طی سال های گذشته به عمد در راديو و وب سايت بی بی سی ناديده گرفته شد و بايد اظهار اميدواری کرد که در تلويزيون فارسی بی بی سی اين ناديده گرفتن به بوته فراموشی سپرده شود.

بیشتر در این زمینه:

عکس: تلويزيون فارسی بی بی سی؛ مجريان خبر

تلویزیون فارسی بی بی سی از نگاه رسانه ها

اژه ای: اقدام لازم را در برابر تلویزیون فارسی بی بی سی انجام می دهیم

تلویزیون فارسی بی بی سی: پنجره ای تازه به دنیا

لوگوي تلويزيون فارسي بي.بي.سي (به زودی)- هادی خرسندی

مخالفت ایران با تاسیس دفتر تلویزیون فارسی بی بی سی

گزارش گاردین از تلویزیون فارسی بی بی سی

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۱۰ دی ۱۳۸۷

حوادث غزه؛ محکی تازه برای میزان نفوذ جمهوری اسلامی ایران

حمله اسرائیل به نوار غزه که از روز شنبه، 27 دسامبر، آغاز شد موجی از واکنش های بین المللی را به همراه داشت و در ایران نیز به مانند هر رویداد دیگری از این دست در قبال فلسطینی ها، طوفانی از اظهار نظرها و تبلیغات دولتی رسانه های ایران را پر کرد.


ولی آنچه که این دوره را از حوادث پیشین متمایز می کند یکی پیام شدید و تند آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران، به مسلمانان جهان بود که در آن خواستار دفاع از مردم غزه شد و در رویکردی فتوا گونه، کشته شدگان در این راه را «شهید» نامید.


به نظر می رسد که این اقدام برای سوار شدن بر موجی سیاسی علیه اسرائیل بود که در کشورهای اسلامی به راه افتاده است و جبهه مخالفان صلح میان فلسطینی ها و اسرائیل را تقویت کرده است.


ایران که مخالف صلح خاورمیانه است با دمیدن بر آتش تبلیغات علیه اسرائیل سعی دارد تا مسلمانان جهان را به نفع گروه های تندروی حماس و جهاد اسلامی بسیج کرده و اردوگاه میانه روتر اعراب را به انزوا بکشاند.


تقویت تندروها در کشورهای اسلامی برگ برنده ای به دست جمهوری اسلامی خواهد داد تا بر میزان نفوذ خود در خاورمیانه افزوده و اهرم فشار بزرگی را در مقابل دولت های عربی و غربی به دست آورد.


دوم اینکه، برای نخستین بار برخی از گروه های موثر محافظه کار در مسیری افتادند که پیشتر تندروهای افراطی جمهوری اسلامی چاه آن را کنده بودند. فراخوان جامعه روحانیت مبارز برای ثبت نام از داوطلبان «عملیات استشهادی» یا به تعبیر درست تر، «انتحاری» به ظاهر نشانه ای از تقویت دایره افراطی گری در ایران است ولی در واقع ادامه سیاستی است که جمهوری اسلامی به آن دامن می زند.


این سیاست نیز ایجاد هراس در منطقه خاورمیانه و حامیان اسرائیل است که در صورت اقدام های بیشتر علیه گروه هایی که با جمهوری اسلامی همسویی دارند منافع آنها می تواند با بسیج نیروهای شهادت طلب به خطر افتد. ولی نکته در اینجا است که چنین اهرمی عملا کارایی ندارد چرا که دایره انجام اقدامات انتحاری علیه اسرائیل محدود است و تنها مسیر آن جنوب لبنان است؛ چرا که نه از مصر و نه از کرانه باختری راه انجام حملات استشهادی بسته شده است.


در نهایت، چنین تبلیغات گسترده ای که در رسانه های بین المللی نیز بازتاب فراوانی داشته است، به فرض موجود و اتهامی که بر جمهوری اسلامی زده شده بیشتر دامن می زند که ایران از تروریست ها حمایت می کند و مانع تحقق دو کشور فلسطین و اسرائیل در کنار یکدیگر است.


در عرصه داخلی نیز چنین تبلیغاتی برای به حاشیه بردن خواسته های مشروع مردم ایران یعنی، رفاه، آزادی و آرامش است که در سه دهه گذشته از زندگی شهروندان ایرانی رخت بر بسته است.


به نظر می رسد که ایران قصد دارد یا مستقیم و یا از طریق عوامل خود در منطقه، مردم کشورهای عربی را تهییج و حتی آنها را به شورش علیه حاکمان خود وادار سازد. اظهارات شیخ حسن نصرالله، رهبر حزب الله لبنان، که از مردم مصر برای ریختن به خیابان ها و باز کردن مرز رفح با غزه دعوت کرده بود در این راستا صورت گرفته است.


زیر سوال بردن موضعگیری کشورهای عربی و توهین به سران آنها در راهپیمایی های ایران نیز برای تحریک این کشورها صورت می گیرد تا آنچه را که جمهوری اسلامی خواهان آن است بر زبان بیاورند.


شاید بحران غزه را بتوان محکی تازه برای میزان نفوذ هر یک از گروه های درگیر در آن، بویژه جمهوری اسلامی ایران، دانست و اینکه آیا اسرائیل خواهد توانست آن چنان که ادعا می کند راکت پرانی گروه حماس را متوقف کند.


یا اینکه حماس و جهاد اسلامی با ادامه مقاومت خود، اسرائیل را وادار به ترک حملات می کنند که در این صورت پیروزی با جمهوری اسلامی و هواداران آن در منطقه است.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۵ آذر ۱۳۸۷

آیت الله خامنه ای و تحریف تاریخ جنبش دانشجویی

آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران روز یکشنبه، 24 آذرماه و بدون اطلاع قبلی به دانشگاه علم و صنعت رفت تا به گفته رسانه های ایران با دانشجویان دیدار کند.

این دیدار چند روز پس از آن صورت گرفت که خبرها حاکی از آن بود که آقای خامنه ای ملاقات با دانشجویان در روز 16 آذرماه را لغو کرده است. اینجا

خبر اولیه مربوط به حضور آقای خامنه ای در دانشگاه علم و صنعت از سوی وزیر علوم و فناوری اعلام شده بود.

به هر صورت، دیدار روز یکشنبه رهبر ایران، واجد نکاتی است. نخست اینکه، از شعارهای افراد حاضر در دانشگاه علم و صنعت برای دیدار با رهبر ایران چنین بر می آید که آنها وابسته به گروه های شبه نظامی نظیر بسیج بودند که با هماهنگی قبلی در جلسه با آقای خامنه ای حضور پیدا کردند.

شعارهایی چون «اين همه لشكر آمده، به عشق رهبر آمده»، یا «اي عشق ما اي يار ما، اي رهبر و دلدار ما، فرمانده كل قوا، اي قافله سالار ما» و شعارهای دیگر معمولا توسط نیروهای نظامی و شبه نظامی مورد استفاده قرار می گیرد و نه دانشجویان.

از سوی دیگر، سر زده بودن این دیدار به معنای آن است که قبلا در باره حضور آقای خامنه ای در دانشگاه هیچ گونه اطلاع رسانی نشده بود لذا بعید بود که در همان روز و به سرعت و بدون برنامه ریزی قبلی بتوان جمعیتی را گردهم آورد که به گفته خبرگزاری فارس سه هزار نفر تخمین زده می شدند.

دوم اینکه، رهبر ایران در این دیدار سخنانی ایراد کرد که حاکی از حمایت قاطع و کامل او از محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری، بود و اینکه با این جانبداری همه جانبه می توان به میزان آزاد بودن انتخابات آینده ریاست جمهوری پی برد.

سوم اینکه، آیت الله خامنه ای در دیدار روز یکشنبه برخی اظهارات عجیب و غریب بر زبان آورد که نه تنها با واقعیات تاریخی همخوانی ندارد بلکه در تضاد با آن است. یکی از این نکات عجیب و غریب، در باره همراهی جنبش دانشجویی ایران با روحانیت بود که وی در این خصوص گفت: «جنبش دانشجويي با آغاز نهضت روحانيت در سال 1342 به اين حركت عظيم پيوست و دانشجو و دانشگاه دوشادوش روحانيت به يكي از بازوهاي اساسي نهضت روحانيت و يكي از عوامل پيروزي انقلاب اسلامي تبديل شدند. »

قسمت دوم این گزاره که دانشجویان نقش مهمی در پیروزی انقلاب داشتند، گزاره صحیحی است ولی در باره قسمت اول باید گفت که رهبر ایران سخت به بیراهه رفته یا تاریخ را دستکاری کرده است.

زمانی که آخرین حلقه های مبارزات مسالمت آمیز در ایران با دستگیری رهبران نهضت آزادی در سال 1343 و محاکمه آنها در دادگاه نظامی به پایان رسید جنبش دانشجویی ایران که از احزاب و گروه های سیاسی و مبارزه قانونی سرخورده شده بود راه خود را جدا کرد و با گرایش به جنگ مسلحانه در دامن چپ مارکسیستی غلطید.

شکل گیری سازمان مجاهدین خلق از درون نهضت آزادی که در ابتدا ماهیتی اسلامی داشت و سپس مارکسیست شد، فعالیت گروه هایی چون چریک های فدایی خلق، گروه فلسطین و گروه تربیت حیدریه (دامغانی – راد) که جملگی ریشه دانشجویی داشتند حاکی از آن است که جنبش دانشجویان در این سال ها اصولا هیچ قرابتی با روحانیت نداشت.

حتی چپگرایی جنبش دانشجویی از خرداد 1342 تا زمان پیروزی انقلاب بهمن 1357 تا جایی پیش رفت که روحانیون منبری و کسانی که بعدها در نظام جمهوری اسلامی ایران به مقام های عالی رسیدند آنها را طرد و تکفیر کردند.

به نظر می رسد که مطالعه و بررسی بی طرفانه وقایع تاریخی بخشی از وظیفه ای است که نه تنها برعهده هر ایرانی است بلکه رهبران جمهوری اسلامی به طریق اولی باید آن را در دستور کار خود قرار دهند.

ولی ظاهرا قرار است که تاریخ قبل از انقلاب به سرنوشت تحلیل های دم دستی و خام دستانه ای دچار شود که هر یک از مقام های جمهوری اسلامی به خود حق می دهند در جایگاه یک تاریخدان آن را بازخوانی کنند.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis