۱۹ خرداد ۱۳۸۸

روزهای بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری

انتخابات دهم ریاست جمهوری که قرار است روز 22 خرداد ماه برگزار شود در سه روز باقی مانده وارد حساس ترین دوره خود شده است و جریان نظامی طرفدار محمود احمدی نژاد با تمام قوا وارد صحنه شده است.


به نظر می رسد فراگیری موج اصلاحات در ایران و حتی در بین ایرانیان خارج از کشور نگرانی های عمده ای را در طیف سیاسی – اقتصادی – نظامی حامی دولت نهم بر انگیخته است ، به گونه ای که سعی دارد سدی در مقابل آن بوجود آورد و در نهایت با دستکاری در آراء، نتایجی چون انتخابات سال 1384 را رقم زند.


اینکه چرا چنین فشار گسترده ای بر جامعه مدنی وارد آمده است تا آرمان و نامزد دلخواه آنها در انتخابات به پیروزی نرسد و احمدی نژاد برای چهار سال دیگر و بعد احتمالا مادام العمر بر مسند قدرت باقی بماند ریشه در حوادثی دارد که به نظر می رسد بعد از روز 22 خرداد دامن آقای احمدی نژاد و حامیان دو آتشه وی را خواهد گرفت.


نخست اینکه در صورت پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری طیف پشتیبان او در بدنه نظامی جمهوری اسلامی یعنی سپاه پاسداران به یک فعال مایشاء تبدیل خواهد شد و در حالی که تاکنون پروژه های اقتصادی و نفتی بسیاری را به چنگ آورده است در آینده کل درآمدهای نفتی، ذخایر ارزی و شریان های حیاتی اقتصادی ایران را به زیر سلطه می آورد .


نتیجه چنین وضعیتی، حاکمیت یک الیت نظامی شبیه «خونتا» های مستقر در کره شمالی، برمه و آمریکای لاتین در دهه 70 و 80 در ایران همراه با رهبری ولایت فقیه استحاله شده است.


دوم اینکه، طیف ایدئولوژیک و سیاسی حامی محمود احمدی نژاد که در قم مستقر بوده و تئوری پرداز آن ، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی است در موقعیت برتری خواهد گرفت تا روحانیون نسل اول را از میدان به در کرده و با زمینه سازی، نظام ولایت فقیه کنونی را به سنتی ترین شکل آن تغییر شکل داده که قالب آن، نظامی شبیه حکومت اسلامی یا خلافت اسلامی است.


مجلس خبرگان کنونی به طور کامل در اختیار این طیف است و انتخابات داخلی سال گذشته این مجلس عملا به اخراج افراد مترقی تر از هیئت رئیسه و جایگزینی آن با افراد نزدیک به طیف مصباح یزدی منجر شد. در این میان اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس مجلس خبرگان موقعیت متزلزلی دارد که در صورت تحکیم پایه های قدرت دولت احمدی نژاد، وی می تواند به راحتی از گردونه خارج شود.


و اما در صورتی که محمود احمدی نژاد به سمت ریاست جمهوری انتخاب نشود، پیامدهای آن برای طیف نظامی پشتیبان دولت نهم تفاوت زیادی نخواهد کرد و آنها همچنان با پشتوانه رهبر جمهوری اسلامی و به مدد سلاح، پایه های قدرت خود را حفظ خواهند کرد گرچه مانند سابق دایره نفوذ آنها گسترش نخواهد یافت.


ولی نکته مهمتر، به وضعیت شخصی محمود احمدی نژاد باز می گردد که در مناظره خود با میر حسین موسوی مرزهای بسیاری را در نوردید و اسامی بلندپایه های نظام جمهوری اسلامی را افشاء کرد که به گفته او، در فساد اقتصادی دست دارند. این اقدام او نوعی انتحار سیاسی بود که بعید است احمدی نژاد «فاقد قدرت سیاسی» از آن جان سالم بدر برد.


جمهوری اسلامی در طول تاریخ سی ساله خود نشان داده است که فرزندان خود را می خورد حتی اگر این فرزند، پیشنهاد دهنده گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی و قائم مقام رهبری باشد. احمدی نژاد در مقایسه با افرادی که در این سیستم قربانی شدند، حلقه ضعیف تری به شمار می رود و با سخنان خود محمل قانونی نیز به برخوردهای قضایی بعدی با خود داده است.


در سوی دیگر، طیف ایدئولوژیک ساکن در قم است که در سال های اخیر با استفاده از رانت های اقتصادی و همچنین اختصاص بودجه به تشکیلات زیر مجموعه آیت الله مصباح یزدی در قانون بودجه سالانه، فربه تر شده و عملا در حال گسترش ایده های خود از طریق تربیت طلبه و انتشار کتاب است. روی کار آمدن دولتی اصلاح طلب با ریاست جمهوری میر حسین موسوی و یا حتی مهدی کروبی، شریان مالی این طیف را با بودجه و کمک های دولتی قطع خواهد کرد.


نکته آخر اینکه، تجربه نشان داده است که انقلاب های جهان تا رسیدن به ایده آل ها و آرمان های خود راه درازی در پیش دارند که ممکن است مانند انقلاب فرانسه حتی تا یک سده هم به طول بیانجامد و در درون آن انقلاب در انقلاب هم رخ دهد.


انقلاب بهمن 57 نیز از این قاعده مستثنی نیست و راه درازی در پیش است تا دمکراسی در ایران نهادینه شود و تنها مسیر آن نیز، استفاده از روزنه های دمکراسی مانند انتخابات و فشار بر بدنه سیاسی برای تعمیق جامعه مدنی است به گونه ای که دیگر مانند انتخابات سال 1384، لمپنیسم سیاسی توان ابراز وجود نداشته و یا نتواند وارد سیستم سیاسی شود که حداقل های آزادی را نیز نادیده بگیرد.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۵ خرداد ۱۳۸۸

چهار فیلم انتخاباتی نامزدها؛ از وعظ و خطابه تا آمارسازی اقتصادی

دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران تا 17 روز دیگر برگزار می شود و رقابت نامزدهای انتخاباتی از طریق فیلم های تبلیغاتی، توزیع پوستر و سفر به شهرستان های ایران شدت گرفته است.


در این میان محمود احمدی نژاد به دلیل انتقادهای گسترده از او برای سفرهای استانی که انتخاباتی فرض شده است ترجیح داده که در تهران بماند ولی از طریق صدا و سیما به خانه همه ایرانی ها سر می زند.


در این نوشته هدف من بررسی فیلم های تبلیغاتی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری است که پخش آن از روز جمعه؛ اول خردادماه، و با سخنرانی میر حسین موسوی، نخست وزیر سابق، آغاز شد و به ترتیب مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی ایران، محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، و محمود احمدی نژاد، رییس جمهور، برای تبلیغ دیدگاه های خود بر صفحه تلویزیون ظاهر شدند.


میر حسین موسوی: فیلم تبلیغاتی میر حسین موسوی مانند دیگر سخنرانی های وی با حمله شدید به سیاست های اقتصادی و خارجی دولت نهم همراه شد و او در عین تسلط بر گفتار خود سعی کرد تا به سادگی اوضاع ایران را برای همه اقشار ایران توضیح دهد.


وی از همان زبانی بهره گرفت که محمود احمدی نژاد در برخورد با عوام از آن استفاده می کند ولی با این تفاوت که رییس جمهور ایران ساده صحبت کردن را با ادبیات کوچه و بازار اشتباه گرفته و شعور مخاطب خود را بسیار دستکم می گیرد.


آخرین نخست وزیر سابق ایران از این بابت پخته تر عمل می کند و ضمن اینکه پشتوانه فرهنگی او از دهه 1350 به او امکان می دهد که همزمان اقشار فرهیخته را راضی نگهدارد. وی چنانکه در برنامه بعدی خود که دوشنبه شب از شبکه جام جم یک پخش شد اطلاعات خود در باره وضعیت فرهنگی ایران و میزان نفوذ آن در جهان را به رخ مخاطبان کشید.


مهدی کروبی: مهدی کروبی که می گوید از سال 1341 در مبارزات سیاسی حاضر بوده است در فیلم تبلیغاتی خود با چند مشکل اساسی روبرو بود. اول از همه طرز نشستن او بسیار علمایی بود و در قامت یک رییس جمهور نمی گنجید و به جای اینکه بر صندلی مسلط باشد در آن فرو رفته بود.


دوم اینکه، گویی برای افراد پای منبر صحبت می کرد، به گونه ای که سخنان وی بیشتر به وعظ و خطابه شبیه بود تا اعلام برنامه و تشریح وضعیت جاری کشور. ادبیات وی نیز در سطح نازلی بود، ضمن اینکه با این سخنرانی، دستور زبان فارسی نیز تا مرز نابودی پیش رفت. جملات او فعل نداشت و ساختار دستور زبان به هم ریخته شد.


بر خلاف نوشته های غلیظ برخی هواداران او در سایت های اینترنتی، فلیم تبلیغاتی مهدی کروبی بسیار معمولی بود و حرف زیادی برای گفتن نداشت. ضمن اینکه انتظار می رفت وضعیت جاری را تشریح و سپس برنامه های خود را برای اصلاح آن اعلام کند.


محسن رضایی: من فیلم محسن رضایی را به صورت کامل ندیدم ولی همان تصاویر و گفتار مختصر نیز نشان می دهد که وی نامزدی از رده خارج شده است و نه تنها میمک صورت او برای ریاست جمهوری جذاب نیست (هر چند از محمود احمدی نژاد خیلی بهتر است) بلکه گفتار و برنامه های او بیشتر کپی از کتاب ها و جزواتی است که احتمال می رود برای گرفتن مدرک دکترای خود مطالعه کرده است.


سیاست های اعلامی وی ثقیل، ناروشن و بدون نشان دادن چشم انداز مشخصی برای آینده است. گرچه وی به تعقیب سیاست های ایران 1420 برای آینده اشاره می کند ولی همین برنامه نیز ناشناخته است.


شاید بهترین و تاریخی ترین جمله ای که در آینده برای محسن رضایی به یادگار می می ماند همانی باشد که روز ثبت نام برای انتخابات بر زبان آورد و آن اینکه: «مسیر احمدی نژاد ما را به پرتگاه می برد.»


محمود احمدی نژاد: فیلم تبلیغاتی رییس جمهوری ایران واجد ویژگی های مثبتی بود از جمله تسلط محمود احمدی نژاد بر گفتار خود، شمرده و مرتب حرف زدن و همچنین پس از چهار سال سعی و خطا بالاخره پوشش مناسبی بر تن کرده بود.


اما تمام این جذابیت ها، قربانی محتوایی شده بود که عاری از حقیقت بود. آقای احمدی نژاد به نحو افراط آمیزی از واژه «ملت» استفاده کرد و با آب بستن به آن از طریق صفت هایی چون «عزیز»، «بزرگ»، «گرانقدر» و غیره حالت گریز را برای مخاطبان به ارمغان آورد.


در بخش دیگری از فیلم وی، آقای احمدی نژاد گفت که قصد ندارد آمار عملکرد بدهد ولی در رویکردی متناقض سیلی از آمارهایی ارائه داد که بسیاری از کارشناسان اقتصادی و نامزدهای انتخاباتی پیشتر با استدلال و مدرک، غیر واقعی بودن آنها را اثبات کرده اند.


نکته طنز آمیز این بود که در برابر این همه آمار و رشد عظیم در همه جنبه های اقتصاد و دانش که وی مدعی است ایران در چهار سال گذشته تجربه کرده است او مهمترین مسئله را عمدا نادیده گرفت و آن هم نرخ رشد تورم بود که اکنون بالای 25 درصد است.


این پاشنه آشیل دولت نهم با این مسئله همراه شده است که به رغم تصویر گل و بلبلی که رییس جمهوری ایران از کشور تصویر می کند، میزان عدم رضایت مردم از عملکرد دولت به شدت بالا است و آنها اثرات این همه رشد سرطانی را در زندگی خود احساس نمی کنند.


نتیجه گیری: به نظر می رسد که تا دو هفته مانده به انتخابات خرداد 1388، نامزدها تا حدود زیادی خود را به مردم شناسانده اند. در این میان، محسن رضایی را باید نامزدی تمام شده دانست. سه نامزد دیگر با هم رقابت سختی دارند. محمود احمدی نژاد نیز گرچه ابر، باد، مه و خورشید را به خدمت گرفته است تا پیروز رقابت ها شود ولی با وضعیتی روبرو است که اکثریت نمی خواهند او دوباره به این سمت انتخاب شود.


در میان اصلاح طلبان، باید مهدی کروبی را فردی با سر و صدا دانست که شعار های او گرچه فریبنده است ولی به دلیل سابقه عقب نشینی های وی و همچنین ساختار قدرت در ایران اجرای آنها با موانع زیادی روبرو است. ضمن اینکه مردم دیگر اقبال چهار سال گذشته را به وی ندارند و وضعیت جاری بیانگر این است که آراء آقای کروبی در میان اقشار آسیب پذیر ریزش کرده است و یا توسط دیگر نامزدها جذب خواهد شد.


میر حسین موسوی گرچه 20 سال از صحنه سیاست غایب بوده است ولی در یک روند منطقی پیش رفته است و استقبال از او در شهرهای مختلف فراتر از جمعیت یک مسجد یا دانشگاه است. حمایت گروه ها و احزاب عمده ایران از او، پشتیبانی محمد خاتمی، تجربه مثبت در دوران نخست وزیری و پایگاه نسبتا قوی در میان توده ها و نخبگان، وی را در قامت یک رییس جمهوری قرار داده است.


با این حال توپ انتخابات تا روز برگزاری آن هزاران چرخ دیگر خواهد خورد.


انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1388 / ویکی پدیا


فیلم انتخاباتی میر حسین موسوی


فیلم انتخاباتی مهدی کروبی


فیلم انتخاباتی محسن رضایی


فیلم انتخاباتی محمود احمدی نژاد

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۵ اسفند ۱۳۸۷

کروبی، روزنامه اعتماد ملی و تبلیغات علیه محمد خاتمی

روزنامه اعتماد ملی که به صاحب امتیازی مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی، منتشر می شود در روزهای اخیر در مدیریت خود تغییراتی داده است، به گونه ای که محمد قوچانی، سردبیری آن را برعهده گرفته است.


آقای قوچانی که در سال های اخیر بیشتر در رسانه های وابسته به حزب کارگزاران سازندگی فعالیت می کرد تیم رسانه ای همکار خود در روزنامه شرق و هفته نامه شهروند امروز را به روزنامه اعتماد ملی آورده است.


برخی گزارش ها حاکی است که این تغییرات و خط مشی تخریبی این روزنامه علیه محمد خاتمی باعث تنش در روزنامه شده است. اینجا


روند تخریب رییس جمهوری سابق ایران در اعتماد ملی یا توسط اعضای وابسته به آن در رسانه های محافظه کار به روزهای اخیر ختم نمی شود. در واقع از زمانی که بحث نامزدی خاتمی برای انتخابات مطرح شد روزنامه اعتماد ملی بر تعداد اخبار و موضعگیری های منفی خود علیه وی افزوده است.


این روزنامه در زمانی که خاتمی هنوز نامزدی خود را اعلام نکرده بود از متن اظهارات او جملات منفی را تیتر می کرد و حتی حاضر نشد تا خبر نامزدی وی را در صفحه اول خود به صورت مناسب بازتاب دهد و تنها به تیتر کوتاهی در این زمینه بسنده کرد. اینجا


اکنون که خاتمی پای به صحنه رقابت ها گذاشته است این روزنامه روند تخریبی را شدت بخشیده است. مثلا رسانه های محافظه کاران اخباری منتشر کردند مبنی بر نامه گلایه موسوی به خاتمی. چند روز پس از انتشار این خبر و تکذیب آن، روزنامه اعتماد ملی این خبر را به طور کامل منتشر می کند و در پایان آن تکذیب خاتمی را می آورد. اینجا


یا به نقل از بی بی سی می نویسد که خاتمی در دوران هشت ساله ریاست جمهوری خود موفق نبود.


همچنین در صفحه احزاب خود یادداشتی از یک تندرو به نام ناصر ایمانی به چاپ می رساند که در آن به اصولگرایان خط می دهد چگونه باید با خاتمی در انتخابات برخورد کرد تا پیروز نشود. اینجا


به نظر می رسد خاتمی نه تنها از سوی اصولگرایان محاصره شده است و قصد دارند تا وی را از صحنه خارج کنند بلکه جناح سنتی اردوگاه اصلاح طلبان بویژه نزدیک به مهدی کروبی از حضور وی نگرانی عمده ای پیدا کرده است.


اکنون اصلاح طلبان که خود از تخریب جناح مقابل می نالند از این حربه به صورت گسترده استفاده می کنند تا رقبای داخلی را از به میدان به در کنند.


یک روز میر حسین موسوی را علم می کنند و روز دیگر غلامحسین کرباسچی را و روز دیگر از انصراف خاتمی از نامزدی خبر می دهند. بعید نیست در هفته های آینده ویدئو کلیپ هایی نیز به سبک نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری انتخابات آمریکا بسازند که در آن نکات منفی نامزدهای رقیب را آگراندیسمان کنند.


کارگزاران که روزگاری از تخریب هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم شکایت داشت و آن را به تندروهای جبهه دوم خرداد از جمله همین آقای قوچانی نسبت می داد اکنون عوامل آن از این حربه علیه خاتمی استفاده می کنند. در این میان نیز کروبی و اعتماد ملی مصادره شده است.


صحنه نهایی این پرده این است که رقیب اصولگرای آنها با بسیج نیروهای نظامی و بهره گیری از اختلافات داخلی اصلاح طلبان برای چهار سال دیگر سکان قدرت را در دست گرفته و تنها حسرت و آه را برای تئوریسین ها و روزنامه نگاران وابسته به این جریان سیاسی بر جای خواهد گذاشت تا صفحات نشریات و روزنامه ها را سیاه کنند که چرا چنین شد...

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۱ بهمن ۱۳۸۷

اطلاعات کليدی در باره محمد خاتمی و وضعيت اقتصادی ايران

محمد خاتمی، رييس جمهور سابق ايران، سرانجام پس از ماه ها حرف و حديث در باره شرکت در انتخابات رياست جمهوری روز يکشنبه، ۲۰ بهمن ماه، نامزدی خود را برای رقابت های ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ اعلام کرد.


وی پس از مهدی کروبی، دبير کل حزب اعتماد ملی، دومين نامزد اصلاح طلبان است که وارد صحنه انتخابات می شود و احتمال می رود که مير حسين موسوی، نخست وزير سابق ايران، نيز ديگر نامزد اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوری باشد.


در اين جا برخی از اطلاعات کليدی در باره زندگينامه محمد خاتمی و وضعیت کنونی اقتصاد ايران که چالش اصلی در انتخابات آینده ریاست جمهوری است مورد اشاره قرار می گيرد.


محمد خاتمی: وی در سال ۱۳۲۲ و در خانواده ای مذهبی به دنيا آمد و ارشد ترين فرزند آيت الله روح الله خاتمی، روحانی بلندپايه در شهر اردکان يزد است. هفت فرزند اين روحانی علاوه بر يادگيری ارزش های اسلامی و مذهبی، با مسائل جديد دنيای معاصر از جمله فلسفه و فرهنگ غرب و شرق نيز آشنايی پيدا می کردند.


محمد خاتمی در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ از مخالفان شاه به شمار می رفت و در سال ۱۳۵۶ به عنوان مسئول مرکز اسلامی هامبورگ تعيين شد. با پيروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ وی به ايران بازگشت و به عنوان نماينده اردکان و ميبد به مجلس شورای ملی (بعد اسلامی) راه يافت.


آقای خاتمی در سال ۱۳۶۰ از سوی آيت الله خمينی، رهبر جمهوری اسلامی، به عنوان نماينده خود در موسسه مطبوعاتی کيهان معرفی شد و در سال ۱۳۶۱ در دولت مير حسين موسوی، نخست وزير سابق ايران، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. وی تا سال ۱۳۷۲ اين سمت را برعهده داشت ولی به دليل فشارهای وارده از سوی مجلس تحت سلطه محافظه کاران از مقام خود استعفاء داد.


محمد خاتمی سپس به عنوان رييس کتابخانه ملی ايران تعيين شد و در سال ۱۳۷۵ به عنوان عضو شورای انقلاب فرهنگی معرفی شد. خاتمی در انتخاباتی که بی سابقه توصيف شد در دوم خرداد ۱۳۷۶ با ۲۰ ميليون رای و جذب آراء ۷۰ درصد شرکت کنندگان در انتخابات به عنوان رييس جمهوری ايران انتخاب شد.


وی در زمان رياست جمهوری خود سختگيری های اجتماعی و فرهنگی را کاهش داد و از تنش در روابط تهران با کشورهای اروپايی و عربی کاست


محمد خاتمی در انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۰ نيز شرکت کرد و ۲۲ ميليون رای به دست آورد ولی دوران وی به جدال شديد ميان محافظه کاران و اصلاح طلبان بر سر تغيير وضعيت داخلی و روابط خارجی ايران تبديل شد.


نا اميدی از کند بودن اصلاحات در دوران خاتمی سبب سرخوردگی شديد در ايران شد و به دليل شکاف گسترده در ميان اصلاح طلبان سرانجام با بسيج نيروهای نظامی و اقشار پايين جامعه از سوی محافظه کاران، محمود احمدی نژاد به رياست جمهوری ايران برگزيده شد.


وضعيت اقتصادی ايران :ايران به عنوان کشوری که دارای يکی از بزرگترين ذخاير نفت و گاز جهان است چهارمين صادر کننده بزرگ دنيا در زمينه طلای سياه است.


در حال حاضر تورم در ايران در مرز ۲۶ درصد است و بسياری از تحليلگران می گويد که گرانی و نرخ بالای بيکاری از مسائل عمده در رقابت های انتخاباتی سال ۱۳۸۸ هستند.


صادرات نفت ايران در سال ۲۰۰۸ به رقمی بالغ بر ۸۸ ميليارد دلار رسيد ولی ادامه کاهش قيمت اين محصول در سال آينده شرايط مشابه ای را برای محمد خاتمی چون سال ۱۳۷۶ به دنبال خواهد آورد. زمانی که خاتمی در دوم خرداد روی کار آمد قيمت نفت در ايران زير ۲۰ دلار بود و اکنون نيز قيمت نفت از رقم ۱۴۷ دلار در مردادماه سال جاری به ۳۵ دلار برای نفت ايران رسيده است.


صندوق ذخيره ارزی ايران که دستاورد دولت خاتمی بود و به گفته منتقدان دولت محمود احمدی نژاد، بايد دهها ميليارد دلار در آن وجود داشته باشد اکنون تقريبا خالی شده و بر اساس گزارش بانک مرکزی تنها ۱۵ ميليارد دلار ذخيره دارد که با احتساب بدهی های دولت عملا موجودی آن منفی است.


توليد ناخالص داخلی ايران در سال گذشته ۲۷۱ ميليارد دلار تخمين زده می شود و نرخ رشد اقتصادی نيز ۷.۱ درصد پيش بينی شده است ولی کمی بيش از پنج درصد نرخ رشد تحقق پيدا کرده است.


(در مقاله بعدی به وضعیت رسانه ای نامزدهای اصلاح طلب و سیاست های احتمالی آنها پرداخته می شود.)

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۱۵ بهمن ۱۳۸۷

سه سناریو برای نامزدهای اصلاح طلب انتخابات ریاست جمهوری

در حالی که کمتر از پنج ماه به برگزاری انتخابات ایران باقی مانده است ولی اصلاح طلبان در شرایط بغرنجی قرار گرفته اند و زمزمه های ضد و نقیضی در باره حضور محمد خاتمی و میر حسین موسوی به گوش می رسد.


محمد خاتمی، رییس جمهور سابق ایران، که در ماه های گذشته اخبار فراوانی در باره حضور او در انتخابات دهم ریاست جمهوری منتشر شده است همواره از تمایل خود برای حضور نیافتن در صحنه رقابت های انتخاباتی سخن گفته است. وی در مقابل اظهار امیدواری کرده که میر حسین موسوی نامزد انتخابات شود.


میر حسین موسوی نیز در حد کلی گویی این دعوت را مورد توجه قرار داده است.


اما روز دوازدهم بهمن ماه ناگهان خاتمی اعلام کرد که موسوی تردید داشته و به زمان بیشتری برای فکر کردن نیاز دارد. وی گفت که خود احتمالا وارد عرصه انتخابات خواهد شد. مواضع متفاوت خاتمی اینجا


این در حالی است که سایت نزدیک به میر حسین موسوی یعنی کلمه به صراحت اعلام کرده است که نخست وزیر سابق ایران تردید ندارد و به زودی در باره حضور در انتخابات اعلام نظر می کند. اینجا و اینجا. حتی برخی سایت از معرفی مسئولان ستاد انتخابات آقای موسوی خبر داده اند. اینجا


این وضعیت پیچیده می تواند سناریوهای مختلفی را رقم بزند.


نخست: میر حسین موسوی واقعا تردید دارد و در انتخابات شرکت نخواهد کرد و نامزدهای اصلاح طلب، محمد خاتمی و مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی و رییس سابق مجلس، خواهند بود. در این وضعیت، احتمال می رود که یکی از دو نامزد برای جلوگیری از ریزش آراء خود را از رقابت ها کنار بکشد.


دوم: میر حسین موسوی در صورتی که زودتر اعلام نظر کند احتمالا محمد خاتمی وارد عرصه انتخابات نمی شود. در این صورت اصلاح طلبان با مهدی کروبی و آخرین نخست وزیر ایران در عرصه رقابت ها حضور خواهند داشت.


سوم: هر سه نامزد اصلاح طلبان اصرار داشته باشند که در رقابت ها حضور یافته و عملا حضور قدرتمندی در انتخابات حیاتی ریاست جمهوری آینده داشته باشند.


تبلیغات این سه نفر گرچه آراء را به سبد اصلاح طلبان خواهد ریخت ولی در مقابل واجد دو ویژگی منفی برای این اردوگاه خواهد بود. اول اینکه به شدت به اختلافات درون گروهی و تخریب هر یک از نامزدها توسط هواداران دو کاندیدای دیگر لطمه خواهد زد. دوم اینکه اصولگرایان از این وضع سوء استفاده کرده و احتمالا با یک نامزد وارد انتخابات می شوند. و سوم اینکه، آراء نامزدهای اصلاح طلب پحش شده و همان وضعیتی پیش خواهد آمد که در انتخابات سال 1384 رخ داد و حضور چند نامزد اصلاح طلب به نفع محمود احمدی نژاد و از دور خارج شدن مهدی کروبی و مصطفی معین منجر شد.


اما در اینجا یک نکته بسیار بدیهی است و آن موقعیت قدرتمند محمد خاتمی در صحنه انتخابات ریاست جمهوری است که در انتخابات گذشته هر بار بیشتر از گذشته رای آورده است.


در شرایط کنونی عملکرد فاجعه بار محمود احمدی نژاد در تنها چهار سال ریاست جمهوری خود، سید بودن آقای خاتمی که عامل موثری در جذب روستانشینان و احتمالا مردم شهرهای کوچک است، شناخته شدن وی در عرصه خارجی به عنوان فردی که کمتر دچار تنش با جهان خارج می شود و بیان بهتر نسبت به سایر نامزدها، او را در مقابل کروبی و موسوی در موقعیت بالاتری قرار می دهد.


با این حال نباید از حامیان قدرتمند محمود احمدی نژاد در ساختار قدرت ایران غافل بود که از رهبر جمهوری اسلامی گرفته تا نیروهای نظامی، بسیج و روحانیون محافظه کار از او پشتیبانی می کنند ولی تمام این حمایت ها در انتخابات 22 خرداد 1388 منوط به آن است که آیا آیت الله خامنه ای در ماه های آینده و به دنبال تغییر در کادر رهبری آمریکا همچنان ترجیح می دهد که آقای احمدی نژاد در راس نهاد ریاست جمهوری باشد یا در شرایط جدید باید طرحی نو در انداخت و لازم است که چهره معتدل تری به ریاست جمهوری انتخاب شود.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۳ بهمن ۱۳۸۷

بیماری احمدی نژاد و انتخابات آینده ریاست جمهوری

گزارش روزهای اخیر روزنامه های ایران مبنی بر بیماری محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی ایران، بار دیگر به بحث ها در باره وضعیت جسمانی او و احتمال شرکت نکردن این اصولگرای تندرو در انتخابات ریاست جمهوری دامن زده است.


روزنامه اعتماد در شماره روز چهارشنبه، دوم بهمن، خود نوشت که تمام برنامه های آقای احمدی نژاد برای آخر هفته لغو شده است و از جمله وی نه در همایش حمایت از مردم غزه در دانشگاه تهران حضور یافت و نه اینکه به استان کرمانشاه سفر کرد.


بیماری رییس جمهوری ایران در سال 1387 پس از آن به محل بحث در محافل سیاسی و رسانه ای ایران و حتی خبرگزاری های خارجی تبدیل شد که وی در اردیبهشت ماه به مدت سه هفته تمام فعالیت های خود را به حال نیمه تعطیل در آورد.


در هفته اول اردیبهشت اعلام شد که وی در خراسان رضوی بیمار شده است. سپس یک هفته بعد سفر به استان گلستان را به صورت ناقص انجام داد و در نهایت برنامه های دیگر خود را لغو کرد. علت بیماری وی نیز کسالت و فشار ناشی از خستگی و کار زیاد اعلام شد. گزارش کامل اینجا.


در مورد اخیر نیز «سرماخوردگی» به عنوان دلیل بیماری محمود احمدی نژاد عنوان شد. به نظر می رسد که دولت نهم به این نتیجه رسیده است تا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری واکنش ها نسبت به وضعیت آقای احمدی نژاد را ارزیابی کند.


برخی از تحلیل ها بیانگر آن است که رییس جمهوری ایران در صدد جلب همدلی و ترحم نسبت به عملکرد خود است و اینکه با تحریک افکار عمومی، خود را فردی کوشا و پر کار معرفی کند که به دلیل فشار بیش از حد بر خود مرتب در بستر بیماری می افتد.


تحلیل دوم این است که آقای احمدی نژاد واقعا بیمار است ولی بیماری او نه از کسالت و فشار کار که می تواند دلیل حادتری داشته باشد و احتمالا به همین دلیل شاید نتواند در انتخابات شرکت کند.


فراتر از اینکه کدامیک از این تحلیل ها می تواند درست باشد و سرانجام آقای احمدی نژاد در انتخابات شرکت خواهد کرد یا نه، مسئله این است که وی در طول سه سال و نیم گذشته برای ایران و مردم آن به جز بی اعتباری در سطح جهان، نابسامانی اقتصادی و مالی، تشدید فضای دیکتاتوری و سرکوب، نقض فزاینده حقوق بشر و یاس و نا امیدی در کشور عملا دستاورد دیگری نداشته است.


موقعیت ایران در جهان در حال حاضر به شدت تنزل کرده است و جامعه ایران به نسبت حتی سه سال و نیم گذشته بسیار پسرفت داشته است. به همین دلیل، صحنه انتخابات آینده می تواند محل جدال نامزدهایی باشد که چون محمود احمدی نژاد می خواهند به این روند ادامه دهند یا کسانی که حداقل سد راه این تخریب های گسترده در عرصه اقتصاد و جامعه ایران شوند.


در هر صورت نتیجه انتخابات هر چه باشد بعید است که بتواند تغییر خاصی در سیاست های کلی جمهوری اسلامی نسبت به دنیای خارج ایجاد کند و یا تحولات اساسی را در اقتصاد و اوضاع سیاسی داخلی بوجود آورد. چرا که روند سی سال گذشته و بویژه دو دهه اخیر نشان داده است که این روسای جمهور ایران نیستند که در این زمینه تاثیر گذار هستند بلکه رهبر جمهوری اسلامی است که بر اساس اصل 110 قانون اساسی دارای اختیارات فزاینده ای است و عملکرد وی بیانگر نوعی شبه دیکتاتوری سنتی است که در زر ورق قوانین مدرن پیچیده شده است.


تا زمانی که رهبر ایران به این نتیجه نرسد که روند کنونی باید تغییر یابد و یا فشار بدنه اجتماعی ایران وی را وادار به این کار نسازد بدون تردید سال های آینده را نیز باید چونان امروز سپری کرد با این تفاوت که این زمان است که برای ایران و مردم آن در حال از دست رفتن است.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۵ دی ۱۳۸۷

تلویزیون فارسی بی بی سی و دلیل نگرانی ایران


تلويزيون فارسی بی بی سی از روز چهارشنبه، ۱۵ دی ماه، پخش برنامه های خود را برای ايران، افغانستان و تاجيکستان آغاز کرد.

انتظار می رود که اين تلويزيون به اعتبار سابقه راديو و وب سايت خود بتواند جايگاهی مناسب در ميان مخاطبان اين کشورها و سایر پارسی زبانی که در خارج از اين کشورها زندگی می کنند پيدا کند.

اينکه چنين تلويزيونی چقدر موفق خواهد بود و آيا خواهد توانست به منبع معتبر خبری برای مخاطبان فارسی زبان تبديل شود مجالی ديگر می طلبد و نياز به مشاهده عملکرد آن است؛ ولی در اينجا بايد به واکنش هايی اشاره کرد که در باره راه اندازی اين تلويزيون بروز کرده است.

تمرکز ما در اين نوشته بر واکنش هايی است که در ميان رسانه ها و مقام های جمهوری اسلامی ايران نسبت به راه اندازی چنين تلويزيونی بروز کرده است.

در ابتدا بايد اشاره کرد که کارکنان بی بی سی چه در زمان قدرتمند بودن راديو آن و چه پس از راه اندازی وب سايت اين رسانه، مشکلی برای رفتن به ايران نداشتند و تنها ممکن بود که از آنها در برخی هتل های تهران و نه در اتاق بازجويی، در باره کار آنها و ديگر کارکنان مورد پرسش واقع شوند.

حتی پس از فيلتر شدن وب سايت بی بی سی، مقام های جمهوری اسلامی کمترين مشکلی با اين رسانه نداشتند چرا که بی بی سی سعی می کرد حريم های جمهوری اسلامی را حفظ کند و در اين ميان بحث «بی طرفی» ابزاری برای اتخاذ چنين سياستی بود.

با اوج گرفتن بحث راه اندازی تلويزيون فارسی نيز واکنش چندانی در اين زمينه بروز نکرد ولی در تابستان سال جاری ناگهان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران رويکردی خصمانه نسبت به اين شبکه در پيش گرفت و اعلام کرد که اجازه تاسيس دفتر به آن داده نخواهد شد.

به دنبال اين واکنش رسمی، رسانه های نزديک به دولت نهم موجی از تبليغات عليه بی بی سی به راه انداختند و نمايندگان مجلس نيز برای عقب نماندن از اين قافله به آتش تبليغات ضد انگليس دامن زدند.

شدت تبليغات به گونه ای افزايش يافت که يکی از صاحبنظران جناح راست، تلويزيون بی بی سی را به ابزار سازمان جاسوسی بريتانيا متهم کرد و هدف آن را ایجاد اختلافات قومی در ایران دانست. وی در اين زمينه به نقش راديو فارسی بی بی سی در زمان جنگ جهانی دوم و شرکت آن در طرح کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اشاره کرد و آن را مصداق سياست امپرياليستی بريتانيا در قبال ايران دانست.

نکته مهم در اين اظهار نظر اين بود که اين صاحبنظر به نقش بی بی سی در پوشش اخبار انقلاب بهمن ۱۳۵۷ و پخش بيانيه های آيت الله خمينی خطاب به مردم ايران هيچ اشاره ای نکرد؛ نقشی که حتی صدای شاه را در آورد و شرح آن را می توان در کتاب انقلاب ايران به روايت بی بی سی به قلم عبدالرضا هوشنگ مهدوی مطالعه کرد.

به نظر می رسد که اين بخش از تاريخ بی بی سی فارسی به مهمترين دليل نگرانی مسئولان جمهوری اسلامی تبديل شده و آنها را به اتخاذ موضع خصمانه عليه اين رسانه وا داشته است.

جمهوری اسلامی نگران است که در غياب رسانه های معتبر چه در داخل و چه در خارج از ايران که صدای وی را به نحو مناسبی منعکس کند، تلويزيون بی بی سی فارسی در مواقع بحران های سياسی يا اجتماعی به منبع خبری ايرانيان تبديل شود که در اين صورت هيچ کنترلی بر روی آن نمی توان داشت.

سرکوب گسترده مطبوعات در ايران از سال ۱۳۷۹ که به «خزان مطبوعات» شهره شد، گرچه در کوتاه مدت توانست منافع جناح های تندرو جمهوری اسلامی ايران را تامين کند ولی در کل بی اعتمادی جامعه ايران نسبت به رسانه ها را تشديد کرد و مخاطبان را از رسانه ای مورد اعتماد محروم کرد.

الان وضعيت به گونه ای است که نه صدا و سيمای ايران اعتبار لازم را برای اطلاع رسانی دارد و نه رسانه های مکتوب دولتی نظير کيهان، جمهوری اسلامی، رسالت و يا خبرگزاری های ايرنا، فارس، مهر و ايسنا می توانند بی طرفانه به مخاطبان خود خبر دهند.

به همين دليل بی بی سی در غياب بی اعتباری رسانه ای چون صدای آمريکا که به دليل مواضع يکسويه مجريان آن عملا کارويژه چندانی ندارد و يا سايت هايی که مخاطبان چندانی نسبت به قاب تلويزيون ندارند، می تواند با تلويزيون خود طيف گسترده ای از مخاطبان را جذب کند.

ولی اين امر منوط به کيفيت، تنوع، بی طرفی و پايداری روش و رويکرد اين رسانه نسبت به مسائل ايران و پرداختن واقعی به تحولاتی است که در بطن جامعه ايران رخ می دهد.

بحث حقوق بشر يکی از اين مسائلی است که طی سال های گذشته به عمد در راديو و وب سايت بی بی سی ناديده گرفته شد و بايد اظهار اميدواری کرد که در تلويزيون فارسی بی بی سی اين ناديده گرفتن به بوته فراموشی سپرده شود.

بیشتر در این زمینه:

عکس: تلويزيون فارسی بی بی سی؛ مجريان خبر

تلویزیون فارسی بی بی سی از نگاه رسانه ها

اژه ای: اقدام لازم را در برابر تلویزیون فارسی بی بی سی انجام می دهیم

تلویزیون فارسی بی بی سی: پنجره ای تازه به دنیا

لوگوي تلويزيون فارسي بي.بي.سي (به زودی)- هادی خرسندی

مخالفت ایران با تاسیس دفتر تلویزیون فارسی بی بی سی

گزارش گاردین از تلویزیون فارسی بی بی سی

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis