۱۷ آذر ۱۳۸۸

تهدید تازه اژه ای علیه معترضان و نگرانی از ماه های محرم و صفر

غلامحسين محسنی اژه ای، دادستان کل کشور، روز سه شنبه، ۱۷ آذر، مصاحبه ای با خبرنگاران داشته است و يک روز پس از تظاهرات و درگيری های روز دانشجو به شدت معترضان را به برخورد تهديد کرده است. اینجا


تهديدهای وی آشکارا بيانگر اين است که به رغم بيانيه های غلاظ و شداد نيروی انتظامی و مقام های جمهوری اسلامی ايران، حرکت معترضان در روز ۱۶ آذر بسيار موفقيت آميز بوده است و آنها توانسته اند هم جنبش سبز را زنده نگهدارند و هم صدای خود را بار ديگر به گوش جهانيان برسانند.


اگر غير از اين بودکه آقای اژه ای به خود زحمت نمی داد تا به فاصله ۲۴ ساعت از روز دانشجو در مقابل خبرنگاران حاضر شود و به تهديدهای مکرر خود بپردازد.


درباره اظهارات وی مبنی بر علنی برگزار شدن دادگاه های اوليه متهمان حوادث پس از انتخابات دهم رياست جمهوری و بعد غير علنی شدن آن، حقوقدانان بايد نظر دهند ولی توضيحات دادستان کل کشور نشان می دهد که بر خلاف سخنان قبلی مقام های قوه قضاييه، قاضی در سيستم قضايی جمهوری اسلامی ايران تنها مهره ای بيش نيست و استقلال نظر ندارد و گرنه دادستان کل کشور در باره علل علنی يا غير علنی بودن دادگاه ها حکم کلی صادر نمی کرد و از طرف قضات اين دادگاه ها سخن نمی گفت.


نکته دوم اين است که وی همچون ديگر مقام های جمهوری اسلامی، مردم را صغير فرض کرده و از والدين معترضان خواسته است تا مراقب فرزندان خود باشند که به گفته وی، «فريب شعارهای دو پهلو و رسانه های بيگانه را نخورند و اگر فريب خوردند گله ای از کسی نداشته باشند.»


اکنون بر همگان آشکار شده است که گله کردن از قوه قضاييه سهل است، حتی اگر شکايت و تظلم خواهی به درگاه رهبر جمهوری اسلامی ايران به عنوان حاکم اصلی در کشور، برده شود نبايد انتظار رسيدگی داشت چون واضح است که تمام برخوردها و اقدامات مقام های قضايی و امنيتی جمهوری اسلامی پس از انتخابات روز ۲۲ خردادماه عليه معترضان به دستور شخص آيت الله علی خامنه ای و از طريق بيت رهبری بوده است.


سوم اينکه آقای اژه ای اشاره کرده که دادستان کل کشور از دادستان عمومی و انقلاب تهران خواسته است تا با معترضان برخورد کند.


اين سخن که بيشتر به يک دستور شباهت دارد در حالی بيان می شود که پيشتر آيت الله دری نجف آبادی، دادستان پيشين ايران، یک بار گفته بود که بارها از قاضی سعيد مرتضوی خواسته بود تا بازداشت شدگان به کهريزک برده نشوند ولی وی با تشکيل يک امپراتوری، از هيچکس حتی دادستان کل کشور و رييس قوه قضاييه فرمان نمی برد و تنها چشم به دستورات بيت رهبری داشت.


اکنون به نظر می رسد که آقای اژه ای گله مند است چرا دادستان فعلی تهران مانند سعيد مرتضوی بی محابا عمل نمی کند و همين سياست بگير و ببند کج دار و مريزی که آقای دولت آبادی در قبال مخالفان در پيش گرفته است را تشديد نمی کند.


در هر حال، شکی وجود ندارد که جنبش اعتراضی مردم ايران با حرکت وسيع دانشجويان در اعتراض به دولت کودتا در روز ۱۶ آذر به راه خود ادامه می دهد و دادستان کل کشور نگران ماه های محرم و صفر است که معترضان اعلام کرده اند با استفاده از اين مراسم به تظاهرات خود ادامه می دهند.


بی ترديد اگر آيت الله خامنه ای در روزهای ۲۵ يا ۳۰ خرداد و حتی ۱۸ تير، روز قدس و ۱۳ آبان از غرور و نخوت بی حد و حصر خود دست می کشيد و به مخالفان امتياز می داد اين کوتاه آمدن بسيار کمتر از آن ميزانی بود که در آينده بايد به معترضان اعطاء کند؛ يا اينکه وی بايد شاهد پايان دوران رهبری و سيستم ولايت فقيه در ايران باشد.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۱۱ آذر ۱۳۸۸

گفت و گوی تلویزیونی احمدی نژاد و اطلاعات سرشار از «غلط»

محمود احمدی نژاد، رییس دولت دهم، سه شنبه شب، 10 آذرماه، در یک گفت و گوی تلویزیونی با شبکه اول سیما شرکت کرد و از سوی مرتضی حیدری، مجری برنامه، مورد مصاحبه قرار گرفت؛ مصاحبه گری که خودش به احمدی نژاد خط می داد که چگونه صحبت کند. از جمله اینکه در گفت و گو با ریس دولت دهم گفت: «آنها (غربی ها) در پای میز مذاکره هم سعی در منزوی معرفی کردن ملت ایران دارند.»

احمدی نژاد در این گفت و گو مانند بسیاری از مصاحبه های اختصاصی با تلویزیون به طور یکطرفه و با لحنی «کودکانه» به بیان حرف های تکراری و در اغلب موارد همراه با آمارهای همیشه «اشتباه» خود پرداخت. متن کامل

در زیر به پاره ای از فرازهای سخنان وی که سرشار از اطلاعات غلط و اظهار نظرهای مبهم و بی سند است پرداخته می شود:

* وی در سخنان خود جمعیت ونزوئلا را 9 میلیون نفر اضافه اعلام کرد و گفت که این کشور 35 میلیون نفر جمعیت دارد.

* دوم اینکه به جمعیت بولیوی دو تا سه میلیون نفر اضافه کرد و گفت بین 12 تا 13 میلیون نفر است، در حالی که جمعیت این کشور زیر ده میلیون نفر است.

* سوم اینکه گفت «سه ساعت با هوگو چاوز» نشست خصوصی داشته است که «به طور زنده از شبکه هاي تلويزيوني پخش مي شد.» معلوم نیست که نشست خصوصی چطور می تواند از دوربین های تلویزیونی پخش شود و هنوز هم «خصوصی» باشد.

* آقای احمدی نژاد همیشه عادت دارد که آمارهای موفقیت دولت خود را به صورت اغراق آمیز مطرح کند و زمانی که به شمار مخالفان و یا آمارهای دیگران می رسد آن را به اندازه ای پایین می آورد که به چشم نیاید. وی در این مصاحبه گفت: در اعتراض ها علیه سفرش به برزیل، « 40- 50 نفر بيشتر جمع نشدند که واقعاً ترحم برانگيز بود».

این در حالی است که اعتراض ها از روز قبل از سفر وی و همچنین همزمان با حضور او در برزیل جریان داشت و در هر کدام از آنها، حداقل هزار نفر حضور داشتند. عکس ها و گزارش های آن در خبرگزاری های بین المللی و روزنامه های جهان وجود دارد از جمله اینجا.

* افتخار آقای احمدی نژاد این است که «رییس جمهور بوليوي خيلي قوي از ايران صحبت کرد» یا وقتی می گوید که قدرت های جهانی «نگران پيشرفت علمي ایران هستند» به گفته او، «همه از اين صحبت شادمان شدند، دست زدند و آقاي چاوز هم خوشش آمد.»

* این جمله هم شاهکاره و مشخص نیست داشتن «زندگی ساده» و «فعال بودن عناصر مستکبر در برزیل» چه ربطی با هم دارند: «احمدي نژاد گفت: با اينکه آقاي لولا زندگي ساده و مردمي در برزيل دارد اما عناصر صهيونيست و مستکبر در آنجا فعالند و به دولت برزيل فشار وارد مي کنند.»

* رییس جمهور ایران می گوید: «عده ای از کشورها برای ما پیغام فرستادند که به ما فشار آوردند (برای تصویب قطعنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی علیه ایران) و ما هم گفتیم اشکال ندارد ما مشکلی نداریم و مشخص شد طرف کشور ما عده ای هستند که تهدید شده اند.» این گونه حرف زدن فقط ویژه آقای احمدی نژاد است تا ضعف دیپلماسی دولت خود را پنهان سازد. ولی وی پاسخ نمی دهد چرا روسیه و چین که قطعا تهدید نمی شوند به رغم میلیاردها دلار قرارداد تجاری با ایران، به قطعنامه آژانس رای مثبت می دهند.

اینجا آقای احمدی نژاد کمی جسارت به خرج داده و می گوید: «روسیه اشتباه کرد. روسیه تحلیل درستی از شرایط امروز ندارد. شاید بر اساس اطلاعاتی که درست نیست به آن طرف رفت.» این اظهار نظر رییس جمهور ایران در حالی بیان می شود که روسیه از سال 2006 به سه قطعنامه تحریمی شورای امنیت علیه ایران رای مثبت داده است و اخیرا نیز گفته است: در صورتی که دیگر کشورها به تحریم علیه ایران بپیوندند با آن مخالفت نخواهد کرد.

* احمدی نژاد: « ایران رابطه با دلار را کاهش داد و پس از آن بسیاری از کشورها نیز همین کار را انجام دادند که با این کار اقتصاد آمریکا زمین می خورد. برخی از اقدامات ما مسیر غربی ها را برای آسیب زدن به ما کج کرد و اهداف آنها را به هم ریخت.» این اظهار نظر رییس دولت دهم بخشی دیگر از تخیلات روزمره وی است. بد نیست در این زمینه به سخنان رییس بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران توجه کنیم که گفته است: «از محل تبدیل دلار به یورو، ایران پنج میلیارد دلار سود کرده است.» اینجا.

حتی اگر این ادعا از سوی منابع مستقل تایید شود چنین رقمی چگونه می تواند اقتصاد بزرگ آمریکا را زمین بزند؟ آقای احمدی نژاد در باره خبر تبدیل دلار به یورو از سوی کشورهای دیگر طبق معمول سندی رو نمی کند.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۱ آبان ۱۳۸۸

وقتی اصولگرایان برای خاتمی تعیین تکلیف می کنند

روزنامه «جمهوری اسلامی» در مطلبی با اشاره به ارائه جایزه گفت و گوی جهانی به محمد خاتمی و داریوش شایگان، از رییس جمهور سابق ایران خواسته است تا این جایزه را قبول نکند.

استدلال این روزنامه اصولگرا نیز در نوع خود جالب است: «باتوجه به اینکه این جایزه نیز همچون سایر جوایز غربی‌ها ماهیت استعماری دارد حق این است که آقای سید محمد خاتمی از هم اکنون نظر منفی خود رانسبت به آن اعلام نماید و جایزه را قبول نکند.»

با توجه به اینکه اصولگرایان، یا همان محافظه کاران سابق و تندروهای اسبق، در ماه های اخیر افرادی چون محمد خاتمی، مهدی کروبی و میر حسین موسوی را به باد حمله و توهین های فراوان گرفته و آنها را به خیانت و همراهی با غرب متهم کرده اند معلوم نیست چرا نگران شده اند که این جایزه از سوی خاتمی مورد پذیرش قرار گیرد.

اگر خاتمی از نظر شما خیانتکار است و با کشورهای غربی همراهی می کند پس این دلسوزی برای چیست و اصولا از کسی که توسط اصولگرایان مورد اهانت قرار گرفته است چرا باید انتظار داشت تا به حرف آنها گوش دهد.

به نظر می رسد که آقای خاتمی با توجه به روحیه اندکی محافظه کارانه خود از پذیرش این جایزه خودداری کند ولی مسلم است که اصولگرایان در این زمینه صاحب هیچگونه صلاحیت اخلاقی، عرفی، قانونی و شرعی برای وادار کردن افراد به عدم پذیرش امری نیستند.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۳۱ شهریور ۱۳۸۸

هاشمی رفسنجانی از توافقات پنهانی پرده برداشت؟

اجلاس مجلس خبرگان رهبری روز سه شنبه، 31 شهریور، پس از یک ماه تاخیر نشست سه روزه خود را آغاز کرد و با سخنرانی افتتاحیه اکبر هاشمی رفسنجانی به نظر می رسد که در روزهای اخیر توافقات پشت پرده ای بین وی و رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفته است.

آقای رفسنجانی در بیشتر بخش های سخنرانی خود به «اظهارات اخیر» آیت الله علی خامنه ای اشاره کرد و آن را مسیر حل مشکلات و حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران دانست که کشور را در بحران و بی ثباتی فرو برده است.

وی به طور مشخص به یک خبر اشاره کرد و آن اینکه «افراد خیرخواه و با تجربه در حال تنظیم متنی برای برون رفت از وضعیت فعلی هستند.» سخنرانی رفسنجانی اینجا

با این حال رییس مجلس خبرگان رهبری که در ماه های اخیر وی و خانواده اش به شدت مورد حمله تندروهای اصولگرا قرار گرفته اند به راهکارهای پیشنهادی برای حل بزرگترین بحران سیاسی پس از انقلاب و زمان انتشار این «متن» اشاره ای نکرد.

به نظر می رسد گمانه زنی های پس از سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی ایران در نماز عید فطر حکومتی اکنون به حقیقت پیوسته است که در آن گفته شده بود بخشی از اظهارات آیت الله خامنه ای برای دلجویی از هاشمی رفسنجانی و همچنین مصون نگهداشتن فرزندان او از تعقیب قضایی بوده است.

رهبر ایران در سخنان خود در مراسم عید فطر گفت که اظهارات بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری در مورد دیگران قابل استناد نیست و به نظر می رسد اشاره مستقیم وی به اعترافاتی بود که این افراد علیه نقش اکبر هاشمی رفسنجانی و فرزندان او بویژه مهدی هاشمی در نا آرامی های انتخاباتی ابراز کرده بودند. سخنرانی آیت الله خامنه ای اینجا

بی تردید تغییرات اخیر در لحن آیت الله خامنه ای که در سه ماه گذشته خواستار سرکوب شدید معترضان شده بود و همچنین سخنان آقای رفسنجانی در باره تلاش برای برون رفت از بحران فعلی، حاکی از عمیق تر شدن نگرانی و ترس روز افزون نظام جمهوری اسلامی ایران از دامنه و شدت اعتراض های جنبش سبز است.

به رغم بازداشت بیش از چهار هزار نفر، کشته شدن نزدیک به 72 نفر، برگزاری پنج دور دادگاه های متهمان به ایجاد «اغتشاش»، حملات همه جانبه به میر حسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی، رهبران جنبش سبز از سوی رسانه های دولتی و رادیو و تلویزیون ایران و محدودیت های برپایی تجمع و راهپیمایی، اعتراض ها همچنان ادامه دارد و مراسم روز قدس نشان داد که جنبش سبز تا دستیابی به اهداف خود ساکت نخواهد نشست.

اکنون این پرسش مطرح است که جمهوری اسلامی ایران قصد دارد چه امتیازات احتمالی به مخالفان خود پیشنهاد کند؟

آیا صرف عدم انتشار اسامی بازداشت شدگان یا آزادی قطره ای آنها می تواند در این زمینه راهگشا باشد؟ اینکه ساعاتی از برنامه های صدا و سیما به مخالفان اختصاص یابد- که به نظر نگارنده امری بعید است- قادر است به تلطیف فضا کمک کند؟ آیا محاکمه عوامل سطح پایین حوادث بازداشتگاه کهریزک و کوی دانشگاه تهران، آن در یک روند قضایی بسیار طولانی و فرسایشی می تواند آبی بر آتش مخالفان بریزد؟

به نظر می رسد که اهداف و خواسته های جنبش سبز با آنچه که در روزهای اولیه پس از انتخابات ریاست جمهوری خواستار آن بود بسیار تفاوت کرده است. اگر در آن زمان ابطال انتخابات مهمترین خواسته معترضان بود، با روند سرکوب ها و هزینه های بسیاری که در سه ماه گذشته بر جامعه ایران تحمیل شده است، مطالبات مردم ایران بسیار بالا رفته و باید امتیازهای زیادی از سوی نظام جمهوری اسلامی به مخالفان داده شود.

این امتیازها می تواند به صورت کوتاه مدت و درازمدت برنامه ریزی شود.

در میان مدت خواسته معترضان کنار گذاشته شدن دولت محمود احمدی نژاد از قدرت، محاکمه عوامل سرکوب و کشتار معترضان، به پای میز محاکمه کشاندن متهمان اصلی و رده بالای حوادث کهریزک و کوی دانشگاه، آزادی تمام بازداشت شدگان و اعاده حیثیت از آنها، دلجویی از خانواده های کشته شدگان و بازداشتی ها و برخورد با رسانه های حکومتی که نقش مهمی در تنش آفرینی ایفاء کردند.

در درازمدت باید نظام تصمیم گیری در ساختار قدرت سیاسی و اقتصادی به نفع نهادهای انتخابی شاهد تغییرات اساسی باشد؛ قوانین انتخاباتی به سود مشارکت بیشتر مردم تغییر کند؛ رسانه های دولتی در اختیار همه گرایش های سیاسی و قومی قرار گیرد و نه یک جریان سیاسی خاص؛ سد سانسور و محدودیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شکسته شود و در نهایت قانون اساسی به سود یک جامعه مدنی پویا و قدرتمند اصلاح شود.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۵ تیر ۱۳۸۸

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی


ویدئو کلیپ «آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی» از شهرام ناظری برای اعتراض های خیابانی در ایران به نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۹ خرداد ۱۳۸۸

آیا مردم از نظام جمهوری اسلامی عبور خواهند کرد؟

سخنرانی آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ، در خطبه های نماز جمعه روز 29 خرداد می تواند یکی از سر فصل های مهم تاریخ جمهوری اسلامی باشد که آثار و پیامدهای زیادی بر جای خواهد گذاشت.


سخنرانی آیت الله خامنه ای از آن روز حائز اهمیت بود که پس از یک هفته اعتراضات گسترده و میلیونی خیابانی در تهران علیه نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری ایراد شد و تکلیف معترضان با نظام جمهوری اسلامی ایران روشن شد. متن کامل سخنان خامنه ای


اگر تا پیش از این معترضان و بسیاری از ایرانیان - که می گویند رای آنها به موسوی دزدیده شده و به سبد محمود احمدی نژاد رفته است - با وزارت کشور و شورای نگهبان طرف بودند اکنون شخص آقای خامنه ای تمام حجاب ها، مرزها و جایگاه خود به عنوان رهبر را کنار گذاشته و به صورت تمام قد، آقای احمدی نژاد را رییس جمهور محبوب خود معرفی کرد و خود با جامعه ایران طرف دعوا شد.


این حرکت رهبر ایران یادآور اقدامات و سخنرانی های محمد رضا پهلوی، شاه سابق ایران، است که تمام قدرت را در اختیار داشت و در جریان انقلاب نیز وی با جنبش عظیم انقلابی مردم ایران طرف شده بود.


در آن انقلاب، دیگر نخست وزیر و مقام های لشگری و کشوری طرف مردم نبودند بلکه این شخص اول مملکت بود که در قامت یک دیکتاتور تمام عیار ظاهر شده بود و راهی باقی نگذاشت جز انقلاب و سرنگونی 2500 سال نظام شاهنشاهی.


آیت الله خامنه ای روز جمعه در سخنان خود رسما مخالفان و رهبران سیاسی آنها را که سالها در این نظام سمت های مهمی داشته اند مسئول عواقب ادامه راهپیمایی ها و خونریزی های احتمالی دانست و به طور صریح به نیروهای بسیج و هواداران خود دستور داد که با معترضان به شدت برخورد کنند.


سخنرانی روز جمعه رهبر ایران بوی خون می داد و از سویی، راه اصلاح نظام جمهوری اسلامی ایران را از درون بست و مهر تایید بود بر سخن مخالفان نظام جمهوری اسلامی؛ سخنی که سال ها بود از زبان مخالفان جمهوری اسلامی بر زبان رانده می شد و تنها راه چاره حل مشکل سیاسی ایران را سرنگونی نظام ولایت فقیه عنوان می کردند.


اکنون مسئله این است که رهبران معترض و به طور ویژه میر حسین موسوی چه موضعی در این زمینه اتخاذ خواهند کرد. آیا به اتمام حجت رهبر جمهوری اسلامی پایخ مثبت می دهند و یا از وی عبور خواهند کرد.


تاریخ دوباره در حال تکرار است. میر حسین موسوی برای دومین بار مقابل آیت الله خامنه ای قرار گرفته است. اگر در دهه 1360 وی از قدرت آیت الله خمینی برای مقابله با رییس جمهور (خامنه ای) استفاده کرد و پیروز شد این بار پشتوانه او، قدرت مردم است. ولی آیا او این بار هم خواهد توانست بر آیت الله خامنه ای فائق آید.


بدون تردید ایران اکنون بر یکی از حساس ترین لبه های تاریخ خود قرار گرفته است و به خانه رفتن تظاهر کنندگان به معنای استقرار کامل دیکتاتوری، خفقان، سرکوب و مرگ آزدیخواهی و رهبرانی است که در پیروزی انقلاب بهمن 1357 نقش اصلی داشتند. حوادث روزهای آینده روشن خواهد کرد که تاریخ ایران چگونه ورق خواهد کرد.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۷ خرداد ۱۳۸۸

اعتراض های گسترده در ایران؛ خامنه ای چه کار باید بکند

رویدادهای چند روز اخیر در ایران آن قدر سریع و برق آسا رخ داد که مجالی برای نوشتن باقی نمی گذاشت، ضمن آنکه کار خبری به اندازه ای زیاد شد که امکانی برای نوشتن پدید نیامد.


به هر روی، بدنبال انتخابات روز 22 خرداد که در جریان آن میلیون ها ایرانی در پای صندوق های رای حاضر شدند نتیجه ای رقم خود که ایرانیان بسیاری را در داخل و خارج بهت زده کرد و آن اینکه، محمود احدی نژاد با 24 میلیون و 500 هزار رای از صندوق ها بیرون آورده شد.


تردیدی نیست و همانگونه که بسیاری از تحلیلگران اذعان کرده اند با توجه به شواهد انکار ناپذیری که وجود دارد این انتخابات از مردم ایران دزدیده شد.


در حالی که جو و احساس عمومی در مسیر انتخاب میر حسین موسوی، نخست وزیر سابق ایران، قرار گرفته بود آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، که 80 درصد قدرت را در ایران در دست دارد در یک کودتای بدون خونریزی و به تعبیری «کودتای انتخاباتی» بر روی 20 درصد دیگر قدرت چنگ انداخت و بدون اینکه مراحل قانونی طی شود دستان محمود احمدی نژاد را به عنوان پیروز انتخابات دهم ریاست جمهوری بالا برد.


اگر به گذشته بر گردیم می توانیم نشانه های این کودتا را به طور مشخص از هشتم شهریورماه سال 1387 ردیابی کنیم که در جریان دیدار محمود احمدی نژاد و هیئت دولت نهم با آیت الله خامنه ای رخ داد.


در این دیدار رهبر ایران به اعضای دولت گفت: «برای کارهای خود طوری برنامه ریزی کنید که گویی پنج سال دیگر در قدرت قرار دارید.» اشاره آقای خامنه ای به سال آخر دولت نهم و چهار سال بعد بود.


در ماه های بعد، رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی های خود به طور صریح از سیاست های احمدی نژاد بویژه در عرصه خارجی حمایت کرد و نمایندگان وی در نیروهای نظامی و امنیتی، شورای نگهبان، فرماندهان سپاه و رییس ستاد کل نیروهای مسلح در اظهارات خود با ستایش از عملکرد محمود احمدی نژاد، اعلام کردند که وی برای چهار سال آینده رییس جمهور ایران خواهد بود.


از شواهد این گونه بر می آید که تصمیم به کودتای انتخاباتی در یک محفل بسیار بسته در بیت رهبر ایران گرفته شده است و حتی محمود احمدی نژاد در جریان آن قرار نداشته است. یک دلیل واضح چنین رخدادی، روز رای گیری است که در آن ترس کامل در چهره محمود احمدی نژاد به دلیل شکست سنگین در نظرسنجی ها پدیدار شده بود.


همچنین در حالی که 40 میلیون نفر رای داده و آراء به صورت دستی شمرده می شدند که به همین دلیل کار شمارش ساعت ها به طول می انجامید، قبل از اتمام ساعات رای گیری، خبرگزاری های دولتی و سپاه آراء را اعلام کردند.


در کمال تعجب، سایت «الف» وابسته به احمد توکلی، نماینده محافظه کاران در مجلس، پیش از سایر خبرگزاری ها کل آراء احمدی نژاد را تنها چند ساعت پس از اتمام رای گیری منتشر کرد که همان رای اعلام شده از سوی وزارت کشور در عصر روز شنبه، 23 خرداد، برای آقای احمدی نژاد بود.


در هر صورت، این نتایج به حق از سوی ایرانیان و کاندیداهای اصلاح طلب پذیرفته نشده و در روزهای اخیر چندین تظاهرات گسترده بویژه راهپیمایی میلیونی میدان انقلاب تا آزادی در روز 25 خرداد، برگزار شد و عملا مشروعیت و مقبولیت انتخابات به طور اخص و رهبر جمهوری اسلامی ایران را به طور عام زیر سوال برده است.


آیت الله خامنه ای که همچنان بر کودتای خود اصرار دارد پای در مسیر خطرناکی گذاشته است که نتیجه آن می تواند بنیان نظام جمهوری اسلامی را بر باد دهد و یا خفقان کامل را در کشور حاکم کند.


از آنجایی که رهبر ایران تصور می کند کلام و روش او همچنان در ایرن نفوذ دارد باید گفت که تظاهرات روزهای اخیر و مواضع محکم میر حسین موسوی نشان داد که وی در موضع بسیار ضعیفی قرار گرفته است و تنها بر روی سر نیزه نشسته است.


درایت حکم می کند آقای خامنه ای از موضع خود باز گردد و یا اگر همچنان اصرار دارد که جایگاهش مورد خدشه قرار نگیرد پرونده انتخابات را به مجمع تشخیص مصلحت نظام واگذار کند تا از خود سلب مسئولیت نماید و تصمیم این مجمع نیز بر ابطال انتخابات استوار باشد.


هر تصمیمی که گرفته شود، له یا علیه اراده مردم، بی تردید باید گفت سپهر عمومی ایران دچار دگردیسی شدیدی شده است که هیچ شباهتی با قبل از انتخابات نخواهد داشت و نتیجه آن به زیر کشیده شدن ولی فقیه فعلی و یا حتی سیستم ولایت فقیه با خشونت یا به صورت قانونی و از مسیر مجلس خبرگان در درازمدت است.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis