۷ مهر ۱۳۸۵

دردسر های تازه اتمی با انتشار نامه محرمانه آیت الله خمینی

انتشار متن نامه محرمانه آیت الله خمینی درباره علل پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق با سانسور و دستکاری رسانه های گروهی ایران روبرو شد.

انتشار این نامه در اوج بحث پیرامون علل تداوم جنگ هشت ساله ایران و عراق و دلایل پذیرش قطعنامه پایان جنگ صورت می گیرد که در هفته موسوم به دفاع مقدس میان اکبر هاشمی رفسنجانی جانشین آیت الله خمینی در اداره امور جنگ و محسن رضایی فرمانده وقت سپاه بوجود آمد. اظهارات رفسنجانی در یکی از سخنرانی های خود مبنی بر اینکه نامه محسن رضایی به آیت الله خمینی درباره کمبود امکانات نظامی یکی از دلایل پذیرش قطعنامه 598 بود با تکذیب وی روبرو شد که اعلام کرد نامه یاد شده را خطاب به هاشمی نوشته است و نه خمینی. در واکنش به این تکذیبیه ، دفتر هاشمی رفسنجانی نامه مذکور را انتشار داد که در آن آیت الله خمینی پیرامون علل پذیرش قطعنامه 598 ، از قول محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران آورده است : " تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزی نداريم، ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست می ‌آوريم قدرت عمليات انهدامی يا مقابله به مثل را داشته‌ باشيم و بعد از پايان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تيپ پياده و ۲۵۰۰ تانک و سه هزار توپ و سيصد هواپيمای جنگی و سيصد هليکوپتر و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای ليزر و اتم که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است باشيم می ‌توان گفت به اميد خدا بتوانيم عمليات آفندی [تهاجمی] داشته باشيم".

تمام خبرگزاری های دولتی ایران که متن نامه را انتشار داده اند بند مربوط به " سلاح لیزری و اتمی " را از نامه آیت الله خمینی حذف کرده اند و خبرگزاری مهر حتی پا را از این فراتر گذاشته و به تحریف آشکار این نامه پرداخته ، تا جایی که درخواست فرمانده سپاه برای در اختیار داشتن جنگ افزار هسته ای را به جمله " قدرت ساختن مقدار قابل توجهی از سلاح های {مختلف}" تغییر داده است. در این میان تنها خبرگزاری ایلنا متن کامل و تحریف نشده نامه را منتشر کرد که آن هم پس از چند ساعت ناچار به سانسور آن شد.

اشاره صریح آیت الله خمینی به در خواست تولید سلاح اتمی توسط یک فرمانده نظامی که اکنون در مسند دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام قرار دارد در حالی بازتاب می یابد که ایران بارها از سوی غرب متهم به تلاش برای ساخت سلاح هسته ای و پنهان داشتن برنامه های اتمی خود به مدت 18 سال شده است. اکنون به نظر می رسد با انتشار این نامه و بند مربوط به ساخت سلاح هسته ای در آن ، دردسر های تازه ای برای ایران در راه باشد آن هم در شرایطی که مذاکرات این کشور با گروه 1+5 به مراحل حساس خود رسیده و رو شدن برگ تازه ای علیه آن می تواند فشارها را بویژه از سوی آمریکا علیه کشورهای میانه روطرفدار مذاکره با ایران افزایش دهد تا آنها نیز به این دیدگاه بپیوندند که باید علیه تهران اقدامات شدیدتری نظیر تحریم اقتصادی و حتی در مراحل بعدی تهاجم نظامی را در دستور کار قرار داد.

از سوی دیگر ، انتشار این نامه نشان می دهد که ایران در صورت داشتن سلاح اتمی و مواجه شدن با تهدیدی چون جنگ ، تردیدی در استفاده از آن نشان نمی دهد همچنان که این موضوع در نامه محسن رضایی به سران کشور نیزبه صراحت مورد اشاره قرار گرفته است. با توجه به این وضعیت ، تهران چگونه قادر به جلب اعتماد جهانی به برنامه صلح آمیز هسته ای خود است در حالی که به صراحت از امکان تولید سلاح هسته ای سخن گفته است ، آن هم در زمانی که به اندازه امروز قوی نبوده است. بدون تردید ایران کشور تناقض هاست و همین رویه موجب شده که اعتماد جهانی نسبت به رفتار سیاست خارجی ایران پایین و حتی از دست رفته باشد.

اصل نامه سانسور نشده آيت الله خمينی درباره پذيرش آتش بس در جنگ ايران و عراق

پاسخ به ابهامات در فرماندهی دفاع مقدس ( مصاحبه محسن رضایی با سایت بازتاب)

نامه محرمانه آیت اله خمینی به روایت خبرگزاری مهر

اشاره به سلاح اتمی در نامه محرمانه آيت الله خمينی ( بی بی سی )

آيا ايران در سال 1988 درصدد دستيابي به سلاح هسته اي بود ؟ (الجزیره انگلیسی )

"جام زهر" خمینی باز می گردد ( آسیا تایمز)

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۶ خرداد ۱۳۸۵

عصر رادیو های تک موج در ایران

روزنامه اسرائیلی جروزالم پست در سایت اینترنتی خود تهدید ایران علیه این کشور را به صورت گسترده ای پوشش داده و صفحات ویژه ای را به این موضوع اختصاص داده است

در بالای این سایت آگهی افقی به چشم می خورد که پرچم ایران و تصویر احمدی نژاد در آن قرار داده شده و تیتر آن نیز این است : " تهدید ایرانی ". علاوه بر پوشش گزارش ها و اخبار مربوط به ایران در این سایت که امروزه در تمام رسانه های خبری دنیا به صورت کامل منعکس می شود ، بخش های تحلیلی و تصویری مفصلی درباره وقایع درون ایران نیز آمده است. به عنوان نمونه در یکی از این بخش ها بیوگرافی و گزیده اظهارات احمدی نژاد درباره اسرائیل آمده است. در بخش های دیگر می توان اطلاعاتی درباره تاریخ و سایت ایران ، وبلاگ ها ی ایرانی ، سرمقاله ها و یادداشت ها در روزنامه های مهم ایران ، کاریکاتور های احمدی نژاد و تصاویر ایران را مشاهده کرد.

نگاهی به تبلیغات این روزنامه اسرائیلی نشان می دهد زمانی که اصل بر آگراندیسمان کردن خطر یک کشوری باشد استفاده از ابزارهای تبلیغی به بهترین شکل آن نمود پیدا می کند. حال این وضعیت را با تبلیغات در ایران مقایسه کنید.آسان ترین راه در رسانه های ایرانی و بویژه رادیو و تلویزیون دولتی، دادن فحش و شعار مرگ بر آن کشور و استفاده از بدترین روش های تبلیغی برای مقابله با آن تهدید است که خود ضد تبلیغ است.

استفاده از روش های تبلیغی که خواننده را به صورت غیر مستقیم تحت تاثیر قرار دهد امروزه امری پذیرفته شده در جهان به شمار می رود ولی در کشورهایی چون ایران که سطح فهم و شعور مخاطبان همیشه دست کم گرفته می شود دستگاه های تبلیغاتی از ساده ترین و بی زحمت ترین شیوه ها برای القاء پیام های خود به مخاطبان بهره می جویند بی آنکه تاثیر زیادی بر افکار عمومی داشته باشد.

دم دست ترین این موضوعات مسئله بحران هسته ای است که هنوز برای بسیاری از مردم ایران مشخص نیست چرا کشور باید این همه هزینه پرداخت کند ولی شاهد دستاورد ملموس و مثبتی نیز نباشد. تنها شعاری که همواره در بوق و کرنا می شود این است که " انرژی هسته ای حق مسلم ماست ". آیا دستگاه تبلیغاتی کشور توانسته دلایل قانع کننده ای بیاورد که چرا انرژی هسته ای حق مسلم ماست و بدینوسیله مخاطبان خود را اقناع کند؟ نگاهی به روندعملکرد رسانه های ماه های گذشته خلاف این مسئله را نشان می دهد . به نظر می رسد تبلیغات یکطرفه حکومتی جای خود را بر اصل اقناع پذیری افکار عمومی داده است که به نوعی باز آفرینی عصر رادیو های تک موج در پشت دیوار آهنین اروپای شرقی سابق است.
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵

وقتی " شرق " رپرتاژ آگهی سفیر جدید انگلیس را چاپ می کند

روزنامه شرق که از قطب های رسانه ای کشور محسوب می شود در شماره امروز خود گفت وگویی با سفیر انگلیس در ایران به چاپ رسانده است که هم تیتر و هم محتوای آن بسیار جای تامل دارد. اینکه روزنامه شرق توانسته در شرایط کنونی بین المللی مصاحبه ای اختصاصی با ارشدترین دیپلمات انگلیسی در ایران انجام دهد نشان از حرفه ای گری و جایگاه برجسته این روزنامه در میان اصحاب سفارتخانه های خارجی دارد کما اینکه در گذشته نیز چنین امکانی برای شرق جهت گفت وگو با " سر ریچارد دالتون" سفیر پیشین انگلیس در تهران بوجود آمد و یا گفت وگوی این روزنامه با سفیر فرانسه

اما مسئله اساسی در چنین گفت وگویی که باید بر آن انتقاد کرد به سبک مصاحبه ، برجسته کردن آن و مهمتر از همه استفاده از یک عکس خانوادگی در قطع بزرگ درصفحه نخست روزنامه است. انتظار می رفت که مصاحبه ای از این دست و با توجه به حساسیت نسبت به نقش انگلیس در پرونده هسته ای ایران به صورت چالشی برگزار شود و گفت وگو کنندگان بتوانند با آقای سفیر بدون رودربایستی و از موضع یک خبرنگار جسور برخورد کنند ولی آنچه که در این مصاحبه به چشم می خورد پرسش های معمولی و پیش پا افتاده است که بیانگر آن است میهمانان ( یعنی خبرنگاران شرق ) آقای سفیر سعی داشته اند دل میزبان خود را نیازارند و حتی به پوشش کامل اظهارات تبلیغاتی وی در یکی از مهمترین رسانه های کشور مبادرت کنند.

نگارنده به هیچ رو موافق سیاست های اتخاذی توسط دولت اصولگرای احمدی نژاد در قبال پرونده هسته ای نیست و آن را به صلاح ایران نمی داند ولی بر این باور هم نیست سفیر یک کشور درگیر در چنین موضوع حساسی که سابقه ای منفی در تاریخ ایران نیز دارد این گونه در صفحات روزنامه شرق ترکتازی کند و بدون کمترین هزینه و چالشی به بیان دیدگاه های یکطرفه و همچنان از موضع استعمارگونه انگلیس بپردازد و از همه مهمتر ادعا کند که از موضع ایران حمایت می کند ولی در لابلای مصاحبه سر چماق را نشان دهد. ضمن آنکه پاره ای از اظهارات مثبت آقای سفیر بیشتر به تعارف می ماند تا واقعیت برآمده از سیاست انگلیس در قبال ایران. چرا که سیاست های واقعی این کشور را باید از نحوه برخورد آن با ایران در صحنه جهانی دید و نه در میان خطوط اظهارات سفیر آن در تهران.

پرسش اساسی که بد نیست دست اندرکاران روزنامه شرق به آن پاسخ گویند این است که چرا چنین امکان گسترده ای دراختیار سفیر انگلیس قرارداده اند بدون آنکه سوالات مهمی در آن طرح و مواضع وی به چالش کشیده شود؟ چگونه است که از گذشته دور تاکنون این امکان برای مقامات ایرانی در صفحات روزنامه های اروپایی مهیا نشده تا در چنین سطح گسترده ای به طرح دیدگاه های کشورمان در قبال مسائل فیمابین بپردازند ولی روزنامه های ایران این گونه دست و دلبازانه صفحات خود را مجانی در اختیار دیپلمات های خارجی قرار می دهند؟

از سوی دیگر، چاپ چنین مصاحبه ای که با عکس سفیر و دختر کوچکش همراه شده است بیشتر به یک رپرتاژ آگهی کاملی می ماند که بعید نیست حسادت بسیاری از بخش های آگهی روزنامه های مختلف را بر نیانگیخته باشد! به نظر می رسد که اقدام روزنامه شرق در برجسته کردن مصاحبه سفیر انگلیس در تمام صفحه اول خود که حرف تازه ای هم برای گفتن ندارد بخشی از بیماری ایرانیان در بیگانه پرستی و ذوق زدگی در قبال خارجیان است که نه تنها دامنگیر مردم عادی است بلکه روشنفکران و اصحاب رسانه ها نیز از آفت های آن مصون نیستند.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۵

نشست های "مشارکت" در یک عصر ابری سیاسی

"محمدرضا خاتمي، دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي با عزت‌‏الله سحابي و تني چند از فعالان ملي- مذهبي ديدار و پيرامون پرونده هسته‌‏اي ايران مذاكره كرد". این دست اتفاقات که بعضا با اطلاع رسانی ناقص همراه می شود تنها خاص ایران است که درجریان آن پاره ای از سران احزاب به دیدار یکدیگر می روند بدون اینکه نتیجه خاصی از نشست های آنها حاصل شود. نوع خبر تنظیم شده نیز هیچگونه اطلاعاتی در باب مسائل مطرح شده به بیرون درز نمی دهد تا مخاطبین در جریان محتوای مذاکرات قرار گیرند. در کل این گونه نشست ها را به یک دلیل مشخص باید بی خاصیت دانست چرا که ، هیچکدام از طرفین در ساختار رسمی قدرت حضور ندارند تا تاثیرگذاری جمع بندی آنها به عیان دیده شود از این رو، نشست های جریان های فوق تنها به یک گپ دوستانه دریک عصر ابری سیاسی همراه با صرف چای محدود می ماند که نه جامعه مدنی و نه جامعه سیاسی برای آن اهمیتی قائل نیستند

از طرف دیگر، زمانی که حزبی چون جبهه مشارکت در اوج قدرت قرار داشت و تمام نهادهای انتخابی را قبضه کرده بود چنان سرمست از پیروزی بود که حاضر نمی شد با نیروهای ملی – مذهبی یا افرادی چون هاشمی رفسنجانی حتی در یک نمای لانگ شات عکس بگیرد چرا که اولی را غیر خودی می دانست و دومی را نیز خودی نمی دانست! اما اصلاح طلبان پر از غرور زمان اصلاحات اکنون که از اسب قدرت فرو افتاده اند خود را در کناراین نیروهای سیاسی می نشانند تا درباره مسائل هسته ای گفت وگو کنند. گویی سران دو کشور با هم مذاکره می کنند!

پرسش این است که از یکسال پیش تاکنون چه چیزی عوض شده است؟ آیا مشارکت از قالب انحصارطلبی خود بیرون آمده و جامه مشارکت جویی را به تن کرده و دیگران را خودی می داند یا اینکه نیروهای دیگر شبیه " مشارکت " شده اند؟ فصل مشترک میان این نیروها در گفت وگو بر سر مسائل سیاسی ، منافع ملی است یا چاره جویی برای بازگشت به قدرت؟ اگر روزی دگر اقبال احزابی چون مشارکت یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بلند شود آیا این جلسات تکرار خواهد شد و نیروهای دیگر طرف مشورت قرار می گیرند یا اینکه رهبران اصلاح طلب فرصت سرخاراندن و فرصتی برای شنیدن دیدگاه های دیگران نخواهند داشت؟

به نظر می رسد در دوران فترت سیاسی ، احزاب به ظاهر فعال هر ازگاهی تحرکی از خود نشان می دهند تا خود را در حال بازی در نقش تازه ای جلوه دهند؛ حال آنکه این دسته از نیروهای سیاسی تنها احزاب موسمی هستند که در انتخابات جان می گیرند و در بقیه ایام به کمای سیاسی فرو می روند. جبهه مشارکت به جای آنکه نظرات و دیدگاه های خود را در چنین جلساتی و در حضور افراد معدودی مطرح کند بهتر است آنها را در سطح افکار عمومی طرح نماید تا هم جامعه بیشتر در جریان مسائل پشت پرده قرار گیرد و هم حکومت متوجه شود که تمام تحرکات و فعالیت هایش در معرض قضاوت قرار دارد. هرچند که به نظر می رسد نه نیروهای سیاسی ای چون جبهه مشارکت ، مرد این میدان هستند و نه دولت گوش شنوایی برای شنیدن صداهای مخالف دارد. لذا باید به عرصه سیاسی ایران چونان صحنه تئاتر نگریست که هر از گاهی بازیگری می آید و آن دیگری از سن خارج می شود چون نقش آفرینی اش تمام شده است.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵


  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۵

خبرگزاري هاي ايران يكدست مي شوند

روي كار آمدن دولت جديد با تغييرات گسترده اي همراه بوده است كه عمده آن در يكسال گذشته معطوف به بركناري مديران نزديك به طيف اصلاح طلب و جايگزيني آنها با نيروهاي ارزشي و وابسته به طيف اصولگراست. اكنون كه دولت تا حدودي از اين مسئله فارغ شده است رسانه هاي خبري در تيررس تغييرات قرار گرفته اند .
گزارش هاي جسته و گريخته حاكي از آن است كه خبرگزاري هاي ايسنا ، ايلنا و ايرنا در ماه هاي اخير شاهد تغييرات كم وبيش گسترده اي بوده اند كه جملگي با هدف يكسان سازي خط و مشي سياسي آنها در جهت حمايت همه جانبه از اقدامات دولت اصولگراصورت مي گيرد
اخراج گسترده خبرنگاران ايلنا كه تحت پوشش تعديل نيروي انساني انجام شد مقدمه اي براي آغاز اين روند به شمار مي رفت كه به جريان يكدست شدن كادرهاي آن سرعت بخشيد. همزمان در ايسنا و ايرنا كه شاهد تغيير مديريت بودند نيروهاي گروه سياسي درگير با حوزه دولت و مجلس يا به كناري گذاشته شدند و يا به گروههاي اقتصادي و اجتماعي انتقال داده شدند. اخبار تازه حكايت از آن دارند كه در مورد ايسنا تغييرات جديد و آن هم در سطوح مديريتي در راه است. سال گذشته " عبدالله فاتح " جاي خود را به معاون خويش يعني آقاي " نادعلي " داد و اكنون زمزمه هايي مبني بر كنار گذاشتن وي و جايگزيني آن با يكي از نيروهاي مشغول به كار در خبرگزاري فارس به گوش مي رسد
به نظر مي رسد دولت به جاي در پيش گرفتن راه " اقناع " افكار عمومي كه معمولا از كانال رسانه هاي گروهي صورت مي گيرد راه آسان تر " حقنه " كردن ديدگاه هاي خود از طريق يكسان سازي رسانه اي را در پيش گرفته است. آفت چنين روش هايي در بي ارزش ساختن رسانه هايي است كه طي سال هاي گذشته اعتباري براي خود كسب كرده بودند و اكنون مي روند كه با قرار گرفتن در دايره جريان هاي دولتي در مقابل جامعه مدني بايستند. جامعه مدني اي كه همين رسانه ها در تقويت آن ، سهم عمده اي ايفاء كردند
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۵

نامه احمدي نژاد و سبد خالي سياست خارجي

نامه احمدي نژاد به رئيس جمهوري آمريكا برگ تازه اي از بازي هاي سياسي دولت اصولگرا در صحنه بين المللي است كه جهانيان در يكسال اخير به آن عادت كرده اند. بسياري انتظار داشتند كه وي در نامه خود به مسائل اخير و بحران هسته اي ايران بپردازد و راهكار معقولي كه متضمن منافع ملي ايران باشد ارائه كند ولي ظاهرا فلسفه پردازي رئيس جمهور جنجالي بر بار ديپلماتيك نامه چربيده و فرصت اخير نيز بربادرفته است

معمولا زماني كه رئيس يك دولت نامه اي به سران كشورها مي نويسد محتواي آن در چارچوب مسائل مشخص و روابط فيمابين ميان دو كشور است و موضوعات ديگر كه جنبه اجرايي ندارد در عرف ديپلماتيك فاقد ارزش حقوقي و سياسي است.

اكنون اين پرسش مطرح است كه نامه احمدي نژاد به جرج بوش واجد چه ويژگي هايي است و چرا پاره اي مسئولين اصرار دارند كه به آن اهميت ويژه اي بدهند؟ بدون شك اين نامه در زماني منتشر مي شود كه حساسيت هاي بين المللي نسبت به برنامه هاي هسته اي ايران به اوج خود رسيده و جلسات متوالي كشورهاي عضو شوراي امنيت سازمان ملل متحد در اين زمينه پشت درهاي بسته تشكيل مي شود.

نوشتن اين نامه مي تواند اين پيام را به جامعه جهاني ارسال كند كه ايران بدنبال راه هاي ديپلماتيك در جهت حل مسائل اتمي خود است ولي انتشار محتواي آن نشان مي دهد كه چنين حركتي در ادامه سياست هاي غير متعارف دولت اصولگرا چه در عرصه داخلي و چه خارجي است. زمان زيادي از اين جمله آقاي احمدي نژاد در كسوت " شهردار تهران" نمي گذرد كه گفته بود :" ما بايد براي اداره جهان برنامه داشته باشيم". به نظر مي رسد كه كرسي رياست جمهوري و برجسته بودن اخبار ايران در جهان فرصت مناسبي براي وي بوجود آورده است تا به اين ايده فضايي جامه عمل بپوشاند.

در طول 27 سال گذشته جمهوري اسلامي تلاش كرده بود كه اندوخته هاي خود در ارتباط با مسئله آمريكا را خرج نكند و همواره منتظر فرصت مناسبي براي هزينه كردن آن بوده است. حتي خاتمي با 20 ميليون راي در دور اول و 22 ميليون در دور دوم نتواست از اين ذخيره در جهت كسب منافع ملي استفاده كند ولي دولت يكساله توانسته در اين مدت كوتاه از اين منابع به راحتي خرج كند بدون آنكه منفعتي از آن عايد ملت شده باشد. در واقع بسياري از موقعيت هاي خوب ملي بدون كار كارشناسي و استفاده از ديدگاه هاي نخبگان به هدر رفته و سبد سياست خارجي از هر زماني خالي تر شده است.

متن کامل نامه احمدی نژاد به جرج بوش

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis