۲۱ آذر ۱۳۸۶

دولت مستعجل احمدی نژاد؟


محمد باقر ذوالقدر از نظامیان شناخته شده و مورد اعتماد مقامات عالی رتبه نظام که قائم مقامی وزیر کشور و همزمان دبیر شورای امنیت کشور را بر عهده داشت پس از حرف و حدیث های بسیار سرانجام از این وزارتخانه رفت و از سوی رهبر جمهوری اسلامی به معاونت ستاد مشترک نیروهای مسلح منصوب شد

این رویداد پس از آن صورت گرفت که اختلافات میان محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری تندرو با زیر مجموعه های خود به اوج رسیده است و سردار ذوالقدر که خود ید طولایی در تندرویی و برخورد با اصلاح طلبان داشت نتواست به همکاری با این رییس جمهوری ادامه دهد و عطای آن را به لقایش بخشید

به نظر می رسد که دولت آقای احمدی نژاد مستعجل تر از پیش شده است و امروزه وی با توجه به عملکرد فاجعه بارش در عرصه های اقتصادی، سیاسی و بین المللی بسیاری از گروه ها، احزاب، اقشار و شخصیت های درون نظام جمهوری اسلامی را با خود دشمن کرده است و محافظه کاران نیز از وی بریده اند

اگر احمدی نژاد به پایان دوره ریاست جمهوری خود نرسید نباید تعجب کرد. ولی به نظرم هرچه فشار خارجی کمتر شود وضعیت سیاسی رییس جمهوری ایران وخیم تر خواهد شد، چرا که وی با انحراف افکار عمومی از توجه به مسائل داخلی بویژه اقتصادی و نقص حقوق بشر مشکلات ایران را فقط در پرونده هسته ای خلاصه کرده است

بدون شک اگر چنین بهانه ای نباشد بسیاری از مردم بیش از پیش به وعده های محمود احمدی نژاد توجه خواهند کرد و کلاهی که از رای دادن به وی بر سرشان رفته است را آشکار تر خواهند دید
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۱۴ آذر ۱۳۸۶

آیا معامله بزرگ در راه است؟

گزارش سازمان های اطلاعاتی آمريکا درباره توقف برنامه اتمی ايران. این جا و اين جا
اين سازمان ها در گزارش خود که بازتاب های زيادی در جهان داشته است اعلام کرده اند که تهران برنامه خود برای ساخت بمب اتمی را در سال ۲۰۰۳ متوقف کرده است ولی اين احتمال همچنان هست که بين سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ مواد لازم برای توليد بمب را بدست آورد. هنوز معلوم نیست که آیا معامله بزرگ میان ایران با قدرت های بزرگ در راه است یا تحریم ها تشدید می شود؟
آمریکا، بریتانیا و فرانسه همچنان بر طبل تحریم می کوبند و روسیه و چین از ادامه دیپلماسی سخن می گویند. ایران نیز همچنان این گونه گزارش ها را یک پیروزی برای خود می داند. حوادث و قدرت نمایی طرفین درگیر در روزهای آینده جهت پرونده هسته ای تهران را روشن می کند
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۳ آذر ۱۳۸۶

بحران دیپلماتیک بر سر عکسی در یک نمایشگاه!

اعتراض به یک اثر هنری یا نمایشگاه آثار هنری به خودی خود امری غریب نیست و بارها اتفاق افتاده است. در این مواقع نیز مسئله زیاد جدی گرفته نمی شود ولی وقتی پای جمهوری اسلامی به میان می آید داستان کمی فرق کرده و به ناگهان همه چیز مثل یک بمب خبری می شود
جمهوری اسلامی بعضا به خاطر تفسیرهایی که از وقایع، آثار و کتاب ها ارائه می کند در بسیاری مواقع چه در داخل و چه در خارج همواره رد پایی از توهین به اسلام و مقامات را در آنها می بیند
قضیه از این قرار است که نمایشگاهی هنری در مکزیکوسیتی، پایتخت مکزیک برگزار شده که در آن عکسی از فواد بلامینه، عکاس مراکشی به نمایش درآمده است. براساس تفسیری که محمد حسن قدیری ابیانه، سفیر جمهوری اسلامی ایران در مکزیک از این تصویر ارائه داده است، این عکس، « آلت تناسلی زنی را به شکل گنبد مسجد» نمایش می دهد
سفیر جمهوری اسلامی به فواد بلامینه اعتراض کرده و از او خواسته است که هرچه زودتر این عکس را از نمایشگاه خارج کند چرا که «توهین به اسلام» محسوب می شود
آقای ابیانه به این هم اکتفاء نکرده و با عکاس مراکشی به جر و بحث و پرداخته و بعد با اوقات تلخی صحنه را ترک کرده است. وی به فواد بلامینه گفته است که «اگر این عکس را از نمایشگاه خارج نکند این مسئله می تواند بحرانی دیپلماتیک را در روابط دو کشور ایجاد کند
برگزار کنندگان نمایشگاه گفته اند که خارج کردن عکس از نمایشگاه از عهده آنها خارج است و تنها عکاس و مقامات مکزیکی می توانند در این زمینه تصمیم گیری کنند
فواد بلامینه، عکاس مراکشی ۵۷ ساله است و تاکنون نمایشگاه های زیادی از آثار خود در جهان بر پا کرده است. وی در بیانیه ای که منتشر کرده است گفته که اثر وی هیچ گونه بی حرمتی به اسلام نداشته است
این عکاس می گوید این مسئله ای بسیار جدی و غیر قابل قبول است که اثر من به صورت تحریک آمیز جلوه کند به گونه ای که تقاضا شود تا آن به بهانه «جنگ فرهنگی» مورد سانسور قرار گیرد
فواد بلامبنه افزوده که هیچ قصدی برای توهین به اسلام نداشته است و اینکه « اثر من به روی هر تفسیری باز است و مخاطبان آزاد هستند تا هر آنچه که دوست دارند از آن برداشت کنند

مقامات فرهنگی ایالت پابلو به خبرگزاری فرانسه گفته اند که هیچ گونه تقاضای رسمی از سوی سفارت جمهوری اسلامی ایران برای اینکه این عکس را از نمایشگاه بردارند دریافت نکرده اند
نمایشگاهی که این اثر در آن به نمایش گذاشته شده است، نمایشگاه هنر معاصر «میراژس» نام دارد و در برگیرنده آثاری از خاورمیانه و شمال آفریقا است که از ۱۶نوامبر تا سوم فوریه در موزه سان پدرو پابلو بر پاست
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۰ آبان ۱۳۸۶

برخورد با دراویش؛ دعوای مذهبی یا سیاسی؟

در تازه ترین رویداد پیرامون ایران، اخبار رسیده حکایت از درگیری تازه درویشان با ماموران حکومتی و به طور مشخص با بسیجیان دارد. اینجا و اینجا را ببینید
اما این نخستین بار نیست که چنین اتفاقی رخ می دهد و پیش از این نیز چنین برخوردهایی آن هم از نوع شدید آن بویژه در بهمن 1384 رخ داده بود یا در سال جاری که قطب دراویش گنابادی توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد
ابهامی که اکنون مطرح است شدت گرفتن برخوردها با دراویش از زمان روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد در تابستان دو سال پیش است. از آنجا که وزارت اطلاعات نیز مامور بررسی و اصولا زیر نظر داشتن گروه ها و فرقه های مذهبی است لذا درگیری مداوم بسیجیان با دراویش در سال های اخیر و سپس ویرانی خانقاه ها و حسینیه های آنها نمی تواند بدون برنامه ریزی قبلی صورت نگرفته باشد
اما نکته در اینجاست که چه خطری از جانب دراویش حکومت را تهدید می کند که این گونه زیر شدید ترین ضربات قرار دارند. این سوالی است که پاسخ به آن نیازمند اطلاعات زیادی نیست. همانطور که برخورد سهمگین با زنان، معلمان، کارگران و دانشجویان برای ایمن نگه داشتن پایه های قدرت سیاسی جمهوری اسلامی از زوال و تحلیل رفتن صورت می گیرد برخورد با فرقه های مذهبی به منظور مقابله با سایر برداشت های مذهبی در برابر برداشت های رایج و تفسیر شده توسط روحانیون حکومتی است
از این رو بی دلیل نیست که همواره روحانیون طرف اصلی دعوای جکومت با دراویش بوده اند چه در سده های پیشین و چه در عصر حاضر. نمونه های اخیر آن واقعه دو سال پیش در قم و مورد اخیرتر نیز حادثه شهر بروجرد در استان لرستان است که در آن یک روحانی پیشقراول معرکه وزارت اطلاعات در درگیری های قومی و فرقه ای بود
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۸ مهر ۱۳۸۶

یک استعفاء و چالش فراروی برنامه اتمی ایران

اعلام استعفای علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در روز شنبه، ۲۶ مهرماه، همانطور که انتظار می رفت بازتاب های زیادی در رسانه های جهان داشت و جملگی بر این نکته تاکید داشتند که وی با محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران اختلافات زیادی داشته است

اما به نظر می رسد که این استعفاء ناشی از تحمیل شرایطی است که در دوسال گذشته آقای لاریجانی با آن روبرو بوده و سرانجام وی را وادار کرده تا در شرایط حساسی خود را از پرونده اتمی ایران بیرون بکشد

علی لاریجانی زمانی به سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران رسید که محمود احمدی نژاد، رقیب انتخاباتی او به مقام ریاست جمهوری رسیده بود و از این رو بی دلیل نبود که فرزند آیت الله میرزا هاشم آملی به دلیل نزدیکی به رهبر جمهوری اسلامی برای جبران مافات آراء پایین او به این مقام رسید

یک دلیل عمده دیگر برای انتخاب لاریجانی به این سمت به رویه انتقادی او از پرونده هسته ای ایران باز می گشت که معتقد بود تیم اتمی ایران به سرپرستی حسن روحانی، امتیازات زیادی و به گفته او « در غلطان» که همانا تعلیق غنی سازی اورانیوم است به کشورهای غربی داده ولی در مقابل آن «آب نبات» گرفته است

اما در حال حاضر که وی از دایره تصمیم گیری برای پرونده اتمی ایران خارج می شود کارنامه او همچون محمود احمدی نژاد نه تنها درخشان نبوده و دستاورد خاصی بدنبال نداشته است بلکه اصرار بر روند تند و تیز مقابله با خواست جهانی به صدور دو قطعنامه علیه جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل متحد و تشکیل جبهه واحدی از کشورهای مختلف علیه برنامه اتمی ایران انجامیده است
ولی نکته مهم این است که علی لاریجانی در برابر رییس جمهوری اسلامی از دیدگاه معتدل تری برخوردار و قائل به مذاکرات بیشتر با طرف های غربی بود

به نظر می رسد که کناره گیری علی لاریجانی پیروزی آشکاری برای محمود احمدی نژاد است و وی توانسته که گامی اساسی برای در دست گرفتن کامل پرونده هسته ای جمهوری اسلامی بردارد

اگر تا پیش از این علی لاریجانی در ارائه گزارش به رهبر جمهوری اسلامی صدای متفاوت تری از احمدی نژاد را بازتاب می داد جانشین او سعید جلیلی به دلیل نزدیکی به رییس جمهوری ایران همان چیزی را بازتاب خواهد داد که رییس و دوست او بدنبال آن است. این اتفاق نیز به معنای یکدستی بیشتر در پرونده هسته ای ایران است
نتیجه نیز از پیش آشکار است
همانطور که رییس جمهوری ایران در بسیاری از عرصه ها کارنامه ناموفقی از خود برجای گذاشته است در این عرصه نیز نه تنها توفیقی برای کشور به ارمغان نخواهد آورد بلکه به احتمال زیاد ایران را به صحنه درگیری و خشونت بیشتر در عرصه های بین المللی خواهد کشاند
  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۹ مهر ۱۳۸۶

سپاه؛ خونتای نظام اسلامی ظهور می کند؟

سردار محمد علی جعفری، فرمانده جدید سپاه پاسداران روز شنبه، هفتم مهرماه در اظهار نظر تازه ای به صورت آشکار از وظیفه اصلی این نیرو پرده برداشت و گفت که « ماموریت اصلی سپاه در حال حاضر مقابله با تهدیدهای داخلی است و سپس در صورت تهدید نظامی خارجی، به کمک ارتش خواهیم شتافت.»

مهار تهدید های داخلی نخستین بار نیست که از سوی مقامات این نیروی نظامی تکرار مطرح می شود ولی با نگاهی به تاریخ سه دهه انقلاب و فعالیت سپاه در قلب نظام سیاسی جمهوری اسلامی، همواره تهدیدهای خارجی در اولویت بیشتری قرار داشت و تهدیدات داخلی نیز صرفا آنچه که را در بر می گرفت که در خطر قرار گرفتن ارزش های اسلامی و انقلابی عنوان می شد.

بی تردید اظهارات تازه فرمانده سپاه پاسداران، ریشه در تعریف این نیروی نظامی به عنوان پاسدار ارزش های اسلامی و انقلابی دارد که از روز نخست تاسیس آن برای آن در نظر گرفته شده بود.

تا پیش از شروع جنگ هشت ساله میان ایران و عراق عمده ترین و تنها وظیفه سپاه پاسداران مقابله با نیروهای ضد حاکمیت روحانیون و گروه هایی بود که برچسب «منافق» یا «ضد انقلاب» به آنها زده می شد.

شروع جنگ سبب شد تا از سوی مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی و در راس آن آیت الله خمینی، برای این نیرو وظیفه خارجی نیز تعریف شده و در صحنه های نبرد حتی حضوری فعال تر از ارتش که معمولا وظیفه دفاع از کشور را در برابر تهاجم خارجی را برعهده دارد، داشته باشد.

با پایان جنگ و لزوم بازسازی کشور، سپاه عملا یک گام به پیش گذاشت و با در اختیار گرفتن پروژه های اقتصادی و فعال شدن در عرصه بازسازی به توانایی فراتری در حوزه قدرت و سیاست ایران دست یابد. همزمان دخالت نیروهای بسیج در انتخابات مجلس چهارم و سپس پنجم نشان از برنامه ریزی برای ایفای نقشی فعال تر در ساختار مدیریت سیاسی جمهوری اسلامی توسط این نیرو داشت.

عصر اصلاحات زمانی بود که فرماندهان سپاه نقشی کاملا سیاسی و در عین حال با پوشش دفاع از ارزش های اسلامی و انقلابی برای خود تعریف کردند و در این میان حتی به « تهدید» ریاست جمهوری وقت در واقعه 18 تیرماه سال 1378 پرداختند.

به نظر می رسید که ظرفیت و فربه تر شدن این نیروی نظامی عملا به گونه ای پیش می رفت که سپاه برای خود نقشی فراتر از آنچه که داشت تصور می کرد و این در حالی بود که به گفته آگاهان سیاسی، حمایت رده های بالای نظام به رشد سریع تر سپاه در بدنه سیاسی نظام جمهوری اسلامی یاری بیشتری می رساند. در این میان سپاه بیشتر به عنوان نیرویی تعریف شد که در خط مقدم دفاع از نظام اسلامی در برابر تهدیدات داخلی و خارجی قرار دارد.

به نظر می رسد که تغییرات تازه در فرماندهی سپاه و واگذاری مدیریت نیروی بسیج به فرمانده جدید، نمایانگر تحلیل هایی در عمق ساختار سیاسی و رهبری جمهوری اسلامی است که به رغم قوت گرفتن حمله خارجی، اولویت را به ناآرامی و تهدیدات داخلی می دهد که می تواند بنیان نظام اسلامی را دچار تزلزل و حتی فروپاشی احتمالی نماید.

بر این اساس، صراحت در بیان وظیفه اساسی سپاه که همانا مقابله با تهدیدات داخلی است از یکسو چنگ و دندان نشان دادن به نیروهای داخلی است و از سوی دیگر به مثابه تعریف تازه ای از جایگاه سپاه پاسداران در ساختار آینده قدرت در نظام اسلامی است.

در این زمینه موارد زیر قابل ارزیابی است که بیانگر احتمالات گوناگون پیرامون نقش و آینده جایگاه سیاسی سپاه در قدرت است.

احتمال نخست، شکل گیری قدرت در ایران در دستان یک خونتای نظامی است. خونتا یا شورا متشکل از رهبران نظامی حاکم بر یک کشور است که تمام ساختار قدرت را در دست خود دارند. «خونتا» های نظامی نظیر آنچه که در آمریکای لاتین و یا نمونه جدیدتر که در میانمار شاهد آن هستیم، معمولا پایه قدرت خود را بر وابستگی به یک کشور قرار می دهند تا مورد حمایت سیاسی و مالی قرار گیرند.

ولی در ایران، سپاه بیشتر به عنوان نیرویی عمل می کند که خود حامی بسیاری از نیروهای انقلابی و شیعه در منطقه خاورمیانه به شمار می رود و تکیه آن بر اقتصاد رانتی است که نیازی به حمایت خارجی ندارد.

نظام اسلامی در حال حاضر وضعیتی شبیه به دیگر «خونتا»ها ندارد، چرا که در راس آن، ترکیبی از نظامیان و روحانیون قدرت را در دست دارند اما به نظر می رسد روندی که از انتخابات شورای دوم شهر تهران آغاز شد و در سه سال اخیر با انتخابات مجلس و ریاست جمهوری تکمیل شد در نهایت به جایی خواهد رسید که گرچه در ظاهر، رهبری عالی نظام در دست آیت الله خامنه ای خواهد بود ولی رده های دیگر قدرت و بویژه مدیریت اجرایی در ایران و پایین تر از آن، به طور کامل در اختیار نظامیان قرار خواهد گرفت.

در این رابطه باید به اخباری توجه کرد که از چند ماه پیش در رابطه با استعفای 70 تن از سرداران سپاه برای شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی منتشر شده است و بیانگر سازماندهی گسترده برای ادامه روند کنونی مجلس هفتم و حتی کنترل کامل تر بر آن است.

قدرت رهبری نیز تا زمانی می تواند ادامه یابد که آیت الله خامنه ای به عنوان کسی که بیشترین نقش را برای سپاه در ساختار قدرت تعریف کرده است، در بالاترین رده تصمیم گیری باقی بماند. در صورت درگذشت و غیبت احتمالی وی از رهبری نظام، به رغم آنکه قانون اساسی ساز وکار تعیین رهبری و دایره قدرت او را مشخص کرده است ولی تضمینی وجود ندارد که ولی فقیه آینده از اختیارات کنونی برخوردار باشد.

تعریف جدید برای وظیفه سپاه مسائل تازه ای بدنبال می آورد که پرداختن به آنها می تواند به شفاف شدن جهت گیری آینده قدرت در ایران کمک نماید. «مقابله با تهدیدات خارجی» طیف وسیعی از جهت گیری را برای سپاه پاسداران آشکار می کند که از سرکوب جنبش های آزادیخواه و شورش های صنفی و سیاسی آغاز می شود و تا در اختیار گرفتن مراکز قدرت سیاسی و اقتصادی ایران به صورت کامل ادامه یابد.

در خصوص شق اول، سپاه به عنوان نیرویی که دارای ابزارهای نظامی وسیع و تجارب پیشین در سرکوبی نیروهای « ضد انقلاب» و حتی « اصلاح طلب» بوده است به این وضعیت خطرناک دامن می زند که هرگونه تحول خواهی و لزوم ایجاد تغییرات در ساختار سیاسی را به عنوان « تهدیدی برای امنیت ملی» و « فروپاشی نظام اسلامی » تحلیل کرده و به مقابله سرکوبگرانه با آن بپردازد. نشانه های چنین تحلیلی و بکار گیری آن در صحنه عمل، در دو سال اخیر شدت بیشتری گرفته است.

در شق دوم، سپاه این حق را برای خود قائل است تا برای جلوگیری از نفوذ بیشتر نیروهایی که از نظر آن صلاحیت « اداره جامعه اسلامی » را نداشته و « در برابر بیگانگان نرمش نشان می دهند»، با استفاده از امکانات گسترده خود در سراسر ایران بویژه بسیج، و با استفاده از یکی از مهمترین ابزارهای دمکراسی یعنی انتخابات، کادرهای خود را وارد مراکز قدرت نماید و عملا به حاکمیت «خونتا» در کشور شدت بخشد.

پیامد این وضعیت، نیز اعمال فشار و سرکوب بیشتر فعالان مدنی است که نمونه های آن در سالیان اخیر در معرض دید جهانیان قرار گرفته و واکنش های شدید بین المللی و سازمان های حقوق بشری را برانگیخته است.

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis

۲۵ تیر ۱۳۸۶

اعتراف گیری؛ شو تلویزیونی یا رفتار سیاسی جمهوری اسلامی؟

دستگاه اعتراف گیری جمهوری اسلامی بار دیگر به کار افتاده و این بار دامان هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش، پژوهشگران ایرانی – آمریکایی های بازداشت شده توسط وزارت اطلاعات را گرفته است. اینجا

براساس گزارش خبرگزاری های ایران، قرار است برنامه های تهیه شده از اعترافات این دو نفر در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، ۲۷ و ۲۸ تيرماه از شبکه اول تلویزیون دولتی ایران پخش شود.

پخش چنین برنامه ای در زمانی صورت می گیرد که تنش در روابط ایران و آمریکا به طور فزاینده ای افزایش یافته است و ظاهرا مقامات جمهوری اسلامی می کوشند تا به فشارهای واشینگتن علیه خود پاسخ دهند.

به نظر می رسد که جمهوری اسلامی برای مصرف داخلی و نشان دادن حلقه های به اصطلاح «توطئه چینی» خارج در داخل ایران افراد بی دفاع را بازداشت و آنها را مقابل دوربین های تلویزیونی وادار به اعتراف می کند.

سیستم اعتراف گیری از طریق مصاحبه های تلویزیونی یا مطبوعاتی، شیوه نظام های ایدئولوژیک از مارکسیستی گرفته تا توتالیترهای مذهبی است که با نشان دادن چهره ای عاجزانه از افراد دربند و تحت فشارهای جسمی و روحی، ابزاری برای جلوه دادن قدرتمندی خود جستجو می کنند.

در نظام اعتراف گیری، فرد به عنوان موجودی مسلوب الاختیار و فاقد هرگونه اراده ای در مقابل دوربین تلویزیونی و یا میکروفون خبرنگاران «خودی» قرار می گیرد و آنچه که به وی «حقنه» شده است را بدون کم و کاست بر زبان می آورد.

چنین اظهاراتی نه برای مردم فرهیخته و آگاه به مسائل دنیا که برای عوام و هواداران دو آتشه نظام ایدئولوژیک جذابیت پیدا می کند و گرنه کیست که نداند در دنیای ارتباطات گسترده کنونی چگونه می توان این روش و رفتار سیاسی را باور کرد.

دولت محمود احمدی نژاد که بر پایه پوپولیسم شکل گرفته است بازگشتی اصولی دارد به شیوه های اوایل انقلاب؛ که در آن وابستگان به گروه های سیاسی و مخالفان رژیم جمهوری اسلامی مقابل دوربین ظاهر شده و به اعتراف مشغول می شدند.

اما آنچه که آن دوره را از این دوره متمایز می کند شیوه اعتراف گیری است. در اوایل انقلاب اعترافات در ظرف زمانی هیجانات انقلابی، سرکوب، شرایط جنگی و برای یک جامعه با آگاهی کمتر صورت می گرفت اگرچه سعی می شد بار استدلالی آن بیشتر باشد.

ولی در دوره کنونی، گرچه شرایط سرکوب به مانند اوایل انقلاب و با رویکرد خشونت بار نیست ولی تلاش می شود نگاه ترس بار همچنان در جامعه حاکم باشد. نکته اساسی این است که مردم ایران با گذشته تفاوت بسیاری کرده اند و میزان آگاهی جامعه بالا رفته است لذا پخش اعترافاتی که با ابزارهای ارتباطی فعلی راه های زیادی برای خنثی کردن آن وجود دارد معلوم نیست با چه هدفی صورت می گیرد.

به نظر می رسد در نهایت مردم پای صفحه های تلویزیون خود می نشینند و چنین شو تلویزیونی را مشاهده می کنند و در نهایت به خود می گویند که چه بلایی سر این افراد را آورده اند که مجبور به اعتراف شده اند.

سرانجام اگر بحثی هم صورت گیرد همان شب به پایان می رسد و نتیجه چندانی عاید دست اندرکاران پروژه اعتراف گیری نخواهد کرد ضمن آنکه بسیاری از اعتراف کنندگان بعدها و پس از آزادی خود رسما اعلام خواهند کرد که تحت فشارهای زیاد مجبور به گفتن سخنان غیر واقعی مقابل دوربین شده اند.

به راستی چنین اعترافاتی چه سودی برای نظام جمهوری اسلامی که در حال حاضر زیر فشارهای حقوق بشری و بین المللی نیز قرار دارد خواهد داشت؟

بی تردید این اعترافات تنها پرونده حقوق بشری ایران را سنگین می کند که در حال حاضر نیز مردم زیر بار آن کمر خم کرده اند.زادی

  • Digg
  • Sphinn
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Furl
  • Reddit
  • StumbleUpon
  • Donbaleh
  • Technorati
  • Balatarin
  • twitthis