روزنامه «جمهوری اسلامی» در مطلبی با اشاره به ارائه جایزه گفت و گوی جهانی به محمد خاتمی و داریوش شایگان، از رییس جمهور سابق ایران خواسته است تا این جایزه را قبول نکند.
استدلال این روزنامه اصولگرا نیز در نوع خود جالب است: «باتوجه به اینکه این جایزه نیز همچون سایر جوایز غربیها ماهیت استعماری دارد حق این است که آقای سید محمد خاتمی از هم اکنون نظر منفی خود رانسبت به آن اعلام نماید و جایزه را قبول نکند.»
با توجه به اینکه اصولگرایان، یا همان محافظه کاران سابق و تندروهای اسبق، در ماه های اخیر افرادی چون محمد خاتمی، مهدی کروبی و میر حسین موسوی را به باد حمله و توهین های فراوان گرفته و آنها را به خیانت و همراهی با غرب متهم کرده اند معلوم نیست چرا نگران شده اند که این جایزه از سوی خاتمی مورد پذیرش قرار گیرد.
اگر خاتمی از نظر شما خیانتکار است و با کشورهای غربی همراهی می کند پس این دلسوزی برای چیست و اصولا از کسی که توسط اصولگرایان مورد اهانت قرار گرفته است چرا باید انتظار داشت تا به حرف آنها گوش دهد.
به نظر می رسد که آقای خاتمی با توجه به روحیه اندکی محافظه کارانه خود از پذیرش این جایزه خودداری کند ولی مسلم است که اصولگرایان در این زمینه صاحب هیچگونه صلاحیت اخلاقی، عرفی، قانونی و شرعی برای وادار کردن افراد به عدم پذیرش امری نیستند.
اجلاسمجلس خبرگان رهبریروزسه شنبه، 31 شهریور، پس از یک ماه تاخیر نشست سه روزه خود را آغاز کرد وبا سخنرانی افتتاحیه اکبر هاشمی رفسنجانی به نظر می رسد که در روزهای اخیرتوافقات پشت پرده ای بین وی و رهبر جمهوری اسلامی صورت گرفته است.
آقایرفسنجانی در بیشتر بخش های سخنرانی خود به «اظهارات اخیر» آیت الله علیخامنه ای اشاره کرد و آن را مسیر حل مشکلات و حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری ایران دانست که کشور را در بحران و بی ثباتی فرو برده است.
ویبه طور مشخص به یک خبر اشاره کرد و آن اینکه «افراد خیرخواه و با تجربه درحال تنظیم متنی برای برون رفت از وضعیت فعلی هستند.» سخنرانی رفسنجانیاینجا
بااین حال رییس مجلس خبرگان رهبری که در ماه های اخیر وی و خانواده اش بهشدت مورد حمله تندروهای اصولگرا قرار گرفته اند به راهکارهای پیشنهادیبرای حل بزرگترین بحران سیاسی پس از انقلاب و زمان انتشار این «متن» اشارهای نکرد.
به نظر می رسد گمانه زنی های پس از سخنرانی رهبر جمهوریاسلامی ایران در نماز عید فطر حکومتی اکنون به حقیقت پیوسته است که در آنگفته شده بود بخشی از اظهارات آیت الله خامنه ای برای دلجویی از هاشمیرفسنجانی و همچنین مصون نگهداشتن فرزندان او از تعقیب قضایی بوده است.
رهبرایران در سخنان خود در مراسم عید فطر گفت که اظهارات بازداشت شدگان حوادثپس از انتخابات ریاست جمهوری در مورد دیگران قابل استناد نیست و به نظر میرسد اشاره مستقیم وی به اعترافاتی بود که این افراد علیه نقش اکبر هاشمیرفسنجانی و فرزندان او بویژه مهدی هاشمی در نا آرامی های انتخاباتی ابرازکرده بودند. سخنرانی آیت الله خامنه ایاینجا
بیتردید تغییرات اخیر در لحن آیت الله خامنه ای که در سه ماه گذشته خواستارسرکوب شدید معترضان شده بود و همچنین سخنان آقای رفسنجانی در باره تلاشبرای برون رفت از بحران فعلی، حاکی از عمیق تر شدن نگرانی و ترس روز افزوننظام جمهوری اسلامی ایران از دامنه و شدت اعتراض های جنبش سبز است.
بهرغم بازداشت بیش از چهار هزار نفر، کشته شدن نزدیک به 72 نفر، برگزاری پنجدور دادگاه های متهمان به ایجاد «اغتشاش»، حملات همه جانبه به میر حسینموسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی، رهبران جنبش سبز از سوی رسانه های دولتیو رادیو و تلویزیون ایران و محدودیت های برپایی تجمع و راهپیمایی، اعتراضها همچنان ادامه دارد و مراسم روز قدس نشان داد که جنبش سبز تا دستیابی بهاهداف خود ساکت نخواهد نشست.
اکنون این پرسش مطرح است که جمهوری اسلامی ایران قصد دارد چه امتیازات احتمالی به مخالفان خود پیشنهاد کند؟
آیاصرف عدم انتشار اسامی بازداشت شدگان یا آزادی قطره ای آنها می تواند دراین زمینه راهگشا باشد؟ اینکه ساعاتی از برنامه های صدا و سیما به مخالفاناختصاص یابد- که به نظر نگارنده امری بعید است- قادر است به تلطیف فضا کمککند؟ آیا محاکمه عوامل سطح پایین حوادث بازداشتگاه کهریزک و کوی دانشگاهتهران، آن در یک روند قضایی بسیار طولانی و فرسایشی می تواند آبی بر آتشمخالفان بریزد؟
به نظر می رسد که اهداف و خواسته های جنبش سبز باآنچه که در روزهای اولیه پس از انتخابات ریاست جمهوری خواستار آن بودبسیار تفاوت کرده است. اگر در آن زمان ابطال انتخابات مهمترین خواستهمعترضان بود، با روند سرکوب ها و هزینه های بسیاری که در سه ماه گذشته برجامعه ایران تحمیل شده است، مطالبات مردم ایران بسیار بالا رفته و بایدامتیازهای زیادی از سوی نظام جمهوری اسلامی به مخالفان داده شود.
این امتیازها می تواند به صورت کوتاه مدت و درازمدت برنامه ریزی شود.
درمیان مدت خواسته معترضان کنار گذاشته شدن دولت محمود احمدی نژاد از قدرت،محاکمه عوامل سرکوب و کشتار معترضان، به پای میز محاکمه کشاندن متهماناصلی و رده بالای حوادث کهریزک و کوی دانشگاه، آزادی تمام بازداشت شدگان واعاده حیثیت از آنها، دلجویی از خانواده های کشته شدگان و بازداشتی ها وبرخورد با رسانه های حکومتی که نقش مهمی در تنش آفرینی ایفاء کردند.
دردرازمدت باید نظام تصمیم گیری در ساختار قدرت سیاسی و اقتصادی به نفعنهادهای انتخابی شاهد تغییرات اساسی باشد؛ قوانین انتخاباتی به سود مشارکتبیشتر مردم تغییر کند؛ رسانه های دولتی در اختیار همه گرایش های سیاسی وقومی قرار گیرد و نه یک جریان سیاسی خاص؛ سد سانسور و محدودیت هایاجتماعی، سیاسی و فرهنگی شکسته شود و در نهایت قانون اساسی به سود یکجامعه مدنی پویا و قدرتمند اصلاح شود.
سخنرانی آیت الله علی خامنه ای،رهبر جمهوری اسلامی ، در خطبه های نماز جمعه روز 29 خرداد می تواند یکی از سر فصل های مهم تاریخ جمهوری اسلامی باشد که آثار و پیامدهای زیادی بر جای خواهد گذاشت.
سخنرانی آیت الله خامنه ای از آن روز حائز اهمیت بود که پس از یک هفته اعتراضات گسترده و میلیونی خیابانی در تهران علیه نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری ایراد شد و تکلیف معترضان با نظام جمهوری اسلامی ایران روشن شد. متن کامل سخنان خامنه ای
اگر تا پیش از این معترضان و بسیاری از ایرانیان - که می گویند رای آنها به موسوی دزدیده شده و به سبد محمود احمدی نژاد رفته است - با وزارت کشور و شورای نگهبان طرف بودند اکنون شخص آقای خامنه ای تمام حجاب ها، مرزها و جایگاه خود به عنوان رهبر را کنار گذاشته و به صورت تمام قد، آقای احمدی نژاد را رییس جمهور محبوب خود معرفی کرد و خود با جامعه ایران طرف دعوا شد.
این حرکت رهبر ایران یادآور اقدامات و سخنرانی های محمد رضا پهلوی، شاه سابق ایران، است که تمام قدرت را در اختیار داشت و در جریان انقلاب نیز وی با جنبش عظیم انقلابی مردم ایران طرف شده بود.
در آن انقلاب، دیگر نخست وزیر و مقام های لشگری و کشوری طرف مردم نبودند بلکه این شخص اول مملکت بود که در قامت یک دیکتاتور تمام عیار ظاهر شده بود و راهی باقی نگذاشت جز انقلاب و سرنگونی 2500 سال نظام شاهنشاهی.
آیت الله خامنه ای روز جمعه در سخنان خود رسما مخالفان و رهبران سیاسی آنها را که سالها در این نظام سمت های مهمی داشته اند مسئول عواقب ادامه راهپیمایی ها و خونریزی های احتمالی دانست و به طور صریح به نیروهای بسیج و هواداران خود دستور داد که با معترضان به شدت برخورد کنند.
سخنرانی روز جمعه رهبر ایران بوی خون می داد و از سویی، راه اصلاح نظام جمهوری اسلامی ایران را از درون بست و مهر تایید بود بر سخن مخالفان نظام جمهوری اسلامی؛ سخنی که سال ها بود از زبان مخالفان جمهوری اسلامی بر زبان رانده می شد و تنها راه چاره حل مشکل سیاسی ایران را سرنگونی نظام ولایت فقیه عنوان می کردند.
اکنون مسئله این است که رهبران معترض و به طور ویژه میر حسین موسوی چه موضعی در این زمینه اتخاذ خواهند کرد. آیا به اتمام حجت رهبر جمهوری اسلامی پایخ مثبت می دهند و یا از وی عبور خواهند کرد.
تاریخ دوباره در حال تکرار است. میر حسین موسوی برای دومین بار مقابل آیت الله خامنه ای قرار گرفته است. اگر در دهه 1360 وی از قدرت آیت الله خمینی برای مقابله با رییس جمهور (خامنه ای) استفاده کرد و پیروز شد این بار پشتوانه او، قدرت مردم است. ولی آیا او این بار هم خواهد توانست بر آیت الله خامنه ای فائق آید.
بدون تردید ایران اکنون بر یکی از حساس ترین لبه های تاریخ خود قرار گرفته است و به خانه رفتن تظاهر کنندگان به معنای استقرار کامل دیکتاتوری، خفقان، سرکوب و مرگ آزدیخواهی و رهبرانی است که در پیروزی انقلاب بهمن 1357 نقش اصلی داشتند. حوادث روزهای آینده روشن خواهد کرد که تاریخ ایران چگونه ورق خواهد کرد.
رویدادهای چند روز اخیر در ایران آن قدر سریع و برق آسا رخ داد که مجالی برای نوشتن باقی نمی گذاشت، ضمن آنکه کار خبری به اندازه ای زیاد شد که امکانی برای نوشتن پدید نیامد.
به هر روی، بدنبال انتخابات روز 22 خرداد که در جریان آن میلیون ها ایرانی در پای صندوق های رای حاضر شدند نتیجه ای رقم خود که ایرانیان بسیاری را در داخل و خارج بهت زده کرد و آن اینکه، محمود احدی نژاد با 24 میلیون و 500 هزار رای از صندوق ها بیرون آورده شد.
تردیدی نیست و همانگونه که بسیاری از تحلیلگران اذعان کرده اند با توجه به شواهد انکار ناپذیری که وجود دارد این انتخابات از مردم ایران دزدیده شد.
در حالی که جو و احساس عمومی در مسیر انتخاب میر حسین موسوی، نخست وزیر سابق ایران، قرار گرفته بود آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، که 80 درصد قدرت را در ایران در دست دارد در یک کودتای بدون خونریزی و به تعبیری «کودتای انتخاباتی» بر روی 20 درصد دیگر قدرت چنگ انداخت و بدون اینکه مراحل قانونی طی شود دستان محمود احمدی نژاد را به عنوان پیروز انتخابات دهم ریاست جمهوری بالا برد.
اگر به گذشته بر گردیم می توانیم نشانه های این کودتا را به طور مشخص از هشتم شهریورماه سال 1387 ردیابی کنیم که در جریان دیدار محمود احمدی نژاد و هیئت دولت نهم با آیت الله خامنه ای رخ داد.
در این دیدار رهبر ایران به اعضای دولت گفت: «برای کارهای خود طوری برنامه ریزی کنید که گویی پنج سال دیگر در قدرت قرار دارید.» اشاره آقای خامنه ای به سال آخر دولت نهم و چهار سال بعد بود.
در ماه های بعد، رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی های خود به طور صریح از سیاست های احمدی نژاد بویژه در عرصه خارجی حمایت کرد و نمایندگان وی در نیروهای نظامی و امنیتی، شورای نگهبان، فرماندهان سپاه و رییس ستاد کل نیروهای مسلح در اظهارات خود با ستایش از عملکرد محمود احمدی نژاد، اعلام کردند که وی برای چهار سال آینده رییس جمهور ایران خواهد بود.
از شواهد این گونه بر می آید که تصمیم به کودتای انتخاباتی در یک محفل بسیار بسته در بیت رهبر ایران گرفته شده است و حتی محمود احمدی نژاد در جریان آن قرار نداشته است. یک دلیل واضح چنین رخدادی، روز رای گیری است که در آن ترس کامل در چهره محمود احمدی نژاد به دلیل شکست سنگین در نظرسنجی ها پدیدار شده بود.
همچنین در حالی که 40 میلیون نفر رای داده و آراء به صورت دستی شمرده می شدند که به همین دلیل کار شمارش ساعت ها به طول می انجامید، قبل از اتمام ساعات رای گیری، خبرگزاری های دولتی و سپاه آراء را اعلام کردند.
در کمال تعجب، سایت «الف» وابسته به احمد توکلی، نماینده محافظه کاران در مجلس، پیش از سایر خبرگزاری ها کل آراء احمدی نژاد را تنها چند ساعت پس از اتمام رای گیری منتشر کرد که همان رای اعلام شده از سوی وزارت کشور در عصر روز شنبه، 23 خرداد، برای آقای احمدی نژاد بود.
در هر صورت، این نتایج به حق از سوی ایرانیان و کاندیداهای اصلاح طلب پذیرفته نشده و در روزهای اخیر چندین تظاهرات گسترده بویژه راهپیمایی میلیونی میدان انقلاب تا آزادی در روز 25 خرداد، برگزار شد و عملا مشروعیت و مقبولیت انتخابات به طور اخص و رهبر جمهوری اسلامی ایران را به طور عام زیر سوال برده است.
آیت الله خامنه ای که همچنان بر کودتای خود اصرار دارد پای در مسیر خطرناکی گذاشته است که نتیجه آن می تواند بنیان نظام جمهوری اسلامی را بر باد دهد و یا خفقان کامل را در کشور حاکم کند.
از آنجایی که رهبر ایران تصور می کند کلام و روش او همچنان در ایرن نفوذ دارد باید گفت که تظاهرات روزهای اخیر و مواضع محکم میر حسین موسوی نشان داد که وی در موضع بسیار ضعیفی قرار گرفته است و تنها بر روی سر نیزه نشسته است.
درایت حکم می کند آقای خامنه ای از موضع خود باز گردد و یا اگر همچنان اصرار دارد که جایگاهش مورد خدشه قرار نگیرد پرونده انتخابات را به مجمع تشخیص مصلحت نظام واگذار کند تا از خود سلب مسئولیت نماید و تصمیم این مجمع نیز بر ابطال انتخابات استوار باشد.
هر تصمیمی که گرفته شود، له یا علیه اراده مردم، بی تردید باید گفت سپهر عمومی ایران دچار دگردیسی شدیدی شده است که هیچ شباهتی با قبل از انتخابات نخواهد داشت و نتیجه آن به زیر کشیده شدن ولی فقیه فعلی و یا حتی سیستم ولایت فقیه با خشونت یا به صورت قانونی و از مسیر مجلس خبرگان در درازمدت است.
انتخابات دهم ریاست جمهوری که قرار است روز 22 خرداد ماه برگزار شود در سه روز باقی مانده وارد حساس ترین دوره خودشده است و جریان نظامی طرفدار محمود احمدی نژاد با تمام قوا وارد صحنه شده است.
به نظر می رسد فراگیری موج اصلاحات در ایران و حتی در بین ایرانیان خارج از کشور نگرانی های عمده ای را در طیف سیاسی – اقتصادی – نظامی حامی دولت نهم بر انگیخته است ، به گونه ای که سعی دارد سدی در مقابل آن بوجود آورد و در نهایت با دستکاری در آراء، نتایجی چون انتخابات سال 1384 را رقم زند.
اینکه چرا چنین فشار گسترده ای بر جامعه مدنی واردآمده است تا آرمان و نامزد دلخواه آنها در انتخابات به پیروزی نرسد و احمدی نژاد برای چهار سال دیگر و بعد احتمالا مادام العمر بر مسند قدرت باقی بماند ریشه در حوادثی دارد که به نظر می رسد بعد از روز 22 خرداد دامن آقای احمدی نژادو حامیان دو آتشه وی را خواهد گرفت.
نخست اینکه در صورت پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری طیف پشتیبان او در بدنه نظامی جمهوری اسلامی یعنی سپاه پاسدارانبه یک فعال مایشاء تبدیل خواهد شد و در حالی که تاکنون پروژه های اقتصادی و نفتی بسیاری را به چنگ آورده است در آینده کل درآمدهای نفتی، ذخایر ارزی و شریان های حیاتی اقتصادی ایران را به زیر سلطه می آورد .
نتیجه چنین وضعیتی، حاکمیت یک الیت نظامی شبیه «خونتا» های مستقر در کره شمالی، برمه و آمریکای لاتین در دهه 70 و 80 در ایران همراه با رهبری ولایت فقیه استحاله شده است.
دوم اینکه، طیف ایدئولوژیک و سیاسی حامی محمود احمدی نژاد که در قم مستقر بوده و تئوری پرداز آن ، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی است در موقعیت برتری خواهد گرفت تا روحانیون نسل اولرا از میدان به در کرده و با زمینه سازی، نظام ولایت فقیه کنونی را به سنتی ترین شکل آن تغییر شکل داده که قالب آن، نظامی شبیه حکومت اسلامی یا خلافت اسلامی است.
مجلس خبرگان کنونی به طور کامل در اختیار این طیف است و انتخابات داخلی سال گذشته این مجلس عملا به اخراج افراد مترقی تر از هیئت رئیسه و جایگزینی آن با افراد نزدیک به طیف مصباح یزدی منجر شد. در این میان اکبر هاشمی رفسنجانی به عنوان رییس مجلس خبرگان موقعیت متزلزلی دارد که در صورت تحکیم پایه های قدرت دولت احمدی نژاد، وی می تواند به راحتی از گردونه خارج شود.
و اما در صورتی که محمود احمدی نژاد به سمت ریاست جمهوری انتخاب نشود، پیامدهای آن برای طیف نظامی پشتیبان دولت نهم تفاوت زیادی نخواهد کرد و آنها همچنان با پشتوانه رهبر جمهوری اسلامی و به مدد سلاح، پایه های قدرت خود را حفظ خواهند کرد گرچه مانند سابق دایره نفوذ آنها گسترش نخواهد یافت.
ولی نکته مهمتر، به وضعیت شخصی محمود احمدی نژاد باز می گردد که در مناظره خود با میر حسین موسوی مرزهای بسیاری را در نوردید و اسامی بلندپایه های نظام جمهوری اسلامی را افشاء کرد که به گفته او، در فساد اقتصادی دست دارند. این اقدام او نوعی انتحار سیاسی بود که بعید است احمدی نژاد «فاقد قدرت سیاسی» از آن جان سالم بدر برد.
جمهوری اسلامی در طول تاریخ سی ساله خود نشان داده است که فرزندان خود را می خورد حتی اگر این فرزند، پیشنهاد دهنده گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی و قائم مقام رهبری باشد. احمدی نژاد در مقایسه با افرادی که در این سیستم قربانی شدند، حلقه ضعیف تری به شمار می رود و با سخنان خود محمل قانونی نیز به برخوردهای قضایی بعدی با خود داده است.
در سوی دیگر، طیف ایدئولوژیک ساکن در قم است که در سال های اخیر با استفاده از رانت های اقتصادی و همچنین اختصاص بودجه به تشکیلات زیر مجموعه آیت الله مصباح یزدی در قانون بودجه سالانه، فربه تر شده و عملا در حال گسترش ایده های خود از طریق تربیت طلبه و انتشار کتاب است. روی کار آمدن دولتی اصلاح طلب با ریاست جمهوری میر حسین موسوی و یا حتی مهدی کروبی، شریان مالی این طیف را با بودجه و کمک های دولتی قطع خواهد کرد.
نکته آخر اینکه، تجربه نشان داده است که انقلاب های جهان تا رسیدن به ایده آل ها و آرمان های خود راه درازی در پیش دارند که ممکن است مانند انقلاب فرانسه حتی تا یک سده هم به طول بیانجامد و در درون آن انقلاب در انقلاب هم رخ دهد.
انقلاب بهمن 57 نیز از این قاعده مستثنی نیست و راه درازی در پیش است تا دمکراسی در ایران نهادینه شود و تنها مسیر آن نیز، استفاده از روزنه های دمکراسی مانند انتخابات و فشار بر بدنه سیاسی برای تعمیق جامعه مدنی است به گونه ای که دیگر مانند انتخابات سال 1384، لمپنیسم سیاسی توان ابراز وجود نداشته و یا نتواند وارد سیستم سیاسی شود که حداقل های آزادی را نیز نادیده بگیرد.
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران تا 17 روز دیگر برگزار می شود و رقابت نامزدهای انتخاباتی از طریق فیلم های تبلیغاتی، توزیع پوستر و سفر به شهرستان های ایران شدت گرفته است.
در این میان محمود احمدی نژاد به دلیل انتقادهای گسترده از او برای سفرهای استانی که انتخاباتی فرض شده است ترجیح داده که در تهران بماند ولی از طریق صدا و سیما به خانه همه ایرانی ها سر می زند.
در این نوشته هدف من بررسی فیلم های تبلیغاتی نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری است که پخش آن از روز جمعه؛ اول خردادماه، و با سخنرانی میر حسین موسوی، نخست وزیر سابق، آغاز شد و به ترتیب مهدی کروبی، دبیر کل حزب اعتماد ملی ایران، محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، و محمود احمدی نژاد، رییس جمهور، برای تبلیغ دیدگاه های خود بر صفحه تلویزیون ظاهر شدند.
میر حسین موسوی: فیلم تبلیغاتی میر حسین موسوی مانند دیگر سخنرانی های وی با حمله شدید به سیاست های اقتصادی و خارجی دولت نهم همراه شد و او در عین تسلط بر گفتار خود سعی کرد تا به سادگی اوضاع ایران را برای همه اقشار ایران توضیح دهد.
وی از همان زبانی بهره گرفت که محمود احمدی نژاد در برخورد با عوام از آن استفاده می کند ولی با این تفاوت که رییس جمهور ایران ساده صحبت کردن را با ادبیات کوچه و بازار اشتباه گرفته و شعور مخاطب خود را بسیار دستکم می گیرد.
آخرین نخست وزیر سابق ایران از این بابت پخته تر عمل می کند و ضمن اینکه پشتوانه فرهنگی او از دهه 1350 به او امکان می دهد که همزمان اقشار فرهیخته را راضی نگهدارد. وی چنانکه در برنامه بعدی خود که دوشنبه شب از شبکه جام جم یک پخش شد اطلاعات خود در باره وضعیت فرهنگی ایران و میزان نفوذ آن در جهان را به رخ مخاطبان کشید.
مهدی کروبی: مهدی کروبی که می گوید از سال 1341 در مبارزات سیاسی حاضر بوده است در فیلم تبلیغاتی خود با چند مشکل اساسی روبرو بود. اول از همه طرز نشستن او بسیار علمایی بود و در قامت یک رییس جمهور نمی گنجید و به جای اینکه بر صندلی مسلط باشد در آن فرو رفته بود.
دوم اینکه، گویی برای افراد پای منبر صحبت می کرد، به گونه ای که سخنان وی بیشتر به وعظ و خطابه شبیه بود تا اعلام برنامه و تشریح وضعیت جاری کشور. ادبیات وی نیز در سطح نازلی بود، ضمن اینکه با این سخنرانی، دستور زبان فارسی نیز تا مرز نابودی پیش رفت. جملات او فعل نداشت و ساختار دستور زبان به هم ریخته شد.
بر خلاف نوشته های غلیظ برخی هواداران او در سایت های اینترنتی، فلیم تبلیغاتی مهدی کروبی بسیار معمولی بود و حرف زیادی برای گفتن نداشت. ضمن اینکه انتظار می رفت وضعیت جاری را تشریح و سپس برنامه های خود را برای اصلاح آن اعلام کند.
محسن رضایی: من فیلم محسن رضایی را به صورت کامل ندیدم ولی همان تصاویر و گفتار مختصر نیز نشان می دهد که وی نامزدی از رده خارج شده است و نه تنها میمک صورت او برای ریاست جمهوری جذاب نیست (هر چند از محمود احمدی نژاد خیلی بهتر است) بلکه گفتار و برنامه های او بیشتر کپی از کتاب ها و جزواتی است که احتمال می رود برای گرفتن مدرک دکترای خود مطالعه کرده است.
سیاست های اعلامی وی ثقیل، ناروشن و بدون نشان دادن چشم انداز مشخصی برای آینده است. گرچه وی به تعقیب سیاست های ایران 1420 برای آینده اشاره می کند ولی همین برنامه نیز ناشناخته است.
شاید بهترین و تاریخی ترین جمله ای که در آینده برای محسن رضایی به یادگار می می ماند همانی باشد که روز ثبت نام برای انتخابات بر زبان آورد و آن اینکه: «مسیر احمدی نژاد ما را به پرتگاه می برد.»
محمود احمدی نژاد: فیلم تبلیغاتی رییس جمهوری ایران واجد ویژگی های مثبتی بود از جمله تسلط محمود احمدی نژاد بر گفتار خود، شمرده و مرتب حرف زدن و همچنین پس از چهار سال سعی و خطا بالاخره پوشش مناسبی بر تن کرده بود.
اما تمام این جذابیت ها، قربانی محتوایی شده بود که عاری از حقیقت بود. آقای احمدی نژاد به نحو افراط آمیزی از واژه «ملت» استفاده کرد و با آب بستن به آن از طریق صفت هایی چون «عزیز»، «بزرگ»، «گرانقدر» و غیره حالت گریز را برای مخاطبان به ارمغان آورد.
در بخش دیگری از فیلم وی، آقای احمدی نژاد گفت که قصد ندارد آمار عملکرد بدهد ولی در رویکردی متناقض سیلی از آمارهایی ارائه داد که بسیاری از کارشناسان اقتصادی و نامزدهای انتخاباتی پیشتر با استدلال و مدرک، غیر واقعی بودن آنها را اثبات کرده اند.
نکته طنز آمیز این بود که در برابر این همه آمار و رشد عظیم در همه جنبه های اقتصاد و دانش که وی مدعی است ایران در چهار سال گذشته تجربه کرده است او مهمترین مسئله را عمدا نادیده گرفت و آن هم نرخ رشد تورم بود که اکنون بالای 25 درصد است.
این پاشنه آشیل دولت نهم با این مسئله همراه شده است که به رغم تصویر گل و بلبلی که رییس جمهوری ایران از کشور تصویر می کند، میزان عدم رضایت مردم از عملکرد دولت به شدت بالا است و آنها اثرات این همه رشد سرطانی را در زندگی خود احساس نمی کنند.
نتیجه گیری: به نظر می رسد که تا دو هفته مانده به انتخابات خرداد 1388، نامزدها تا حدود زیادی خود را به مردم شناسانده اند. در این میان، محسن رضایی را باید نامزدی تمام شده دانست. سه نامزد دیگر با هم رقابت سختی دارند. محمود احمدی نژاد نیز گرچه ابر، باد، مه و خورشید را به خدمت گرفته است تا پیروز رقابت ها شود ولی با وضعیتی روبرو است که اکثریت نمی خواهند او دوباره به این سمت انتخاب شود.
در میان اصلاح طلبان، باید مهدی کروبی را فردی با سر و صدا دانست که شعار های او گرچه فریبنده است ولی به دلیل سابقه عقب نشینی های وی و همچنین ساختار قدرت در ایران اجرای آنها با موانع زیادی روبرو است. ضمن اینکه مردم دیگر اقبال چهار سال گذشته را به وی ندارند و وضعیت جاری بیانگر این است که آراء آقای کروبی در میان اقشار آسیب پذیر ریزش کرده است و یا توسط دیگر نامزدها جذب خواهد شد.
میر حسین موسوی گرچه 20 سال از صحنه سیاست غایب بوده است ولی در یک روند منطقی پیش رفته است و استقبال از او در شهرهای مختلف فراتر از جمعیت یک مسجد یا دانشگاه است. حمایت گروه ها و احزاب عمده ایران از او، پشتیبانی محمد خاتمی، تجربه مثبت در دوران نخست وزیری و پایگاه نسبتا قوی در میان توده ها و نخبگان، وی را در قامت یک رییس جمهوری قرار داده است.
با این حال توپ انتخابات تا روز برگزاری آن هزاران چرخ دیگر خواهد خورد.